روى بر خاك آستان ايشان مىمالند . و هر روز چندين هزار كس به بركت صلوات بر ايشان آمرزيده مىشوند ، و چندين هزار كس به بركت زيارت ايشان مغفور مىشوند ، و چندين هزار كس به بركت لعنت بر دشمنان ايشان مستحق بهشت مىگردند ، و چندين هزار كس از بركت گريستن بر ايشان و محزون گرديدن از مصايب ايشان صحيفهء سيّئات خود را از لوث گناه مىشويند ، و چندين هزار كس به بركت روايت اخبار و نشر آثار ايشان به سعادت ابدى فايز مىگردند ، و چندين هزار كس به بركت احاديث ايشان به درجهء معرفت و يقين مىرسند ، و چندين هزار كس به متابعت آثار ايشان و اقتداى به سنّت ايشان به مكارم اخلاق و محاسن آداب محلّى مىگردند ، و چندين هزار كور ظاهر و باطن در روضات مقدّسهء ايشان شفا مىيابند ، و مبتلاها به بلاهاى جسمانى و روحانى از دار الشّفاى بيوت رفيعه و علوم منيعهء ايشان صحّت مىيابند .
و آنها كه اندك بصيرتى دارند ، از مشاهدهء جلال آن بزرگواران مدهوش مىگردند ، و از قرب معنوى آن مقرّبان خداوند رحمان در هر ساعت بهرهها و فيضها مىيابند ، و حق تعالى بزرگى و جلالت و عظمت و شوكت ايشان را در رجعت و در قيامت بر عالميان ظاهر خواهد ساخت ، پس كدام جلالت از اين عظيمتر و كدام بزرگى از اين بيشتر مىتواند بود ، و كدام اذيّت و اذلال رفع اين عظمت و جلال مىتواند نمود .
امّا شبههاى كه در خاطر عوام مىباشد كه آن حضرت با وجودى كه مىدانست كه شهيد خواهد شد چرا به صحراى كربلا مىرفت و اهل بيت خود را مىبرد ، اين شبهه چندين جواب دارد : جواب مجملش آن است كه احوال پيشوايان دين را به احوال خود قياس نبايد كرد و تكليف ايشان تكليف ديگر است ، و اگر جمعى كه بر اسرار قضا و قدر حق تعالى مطّلعند تكليف ايشان در اين باب مانند تكليف ما باشد ، و توانند رفع آن قضاها كه بر آنها مطّلع گرديدهاند از خود بكنند ، بايد كه هيچ قضا در ايشان جارى نگردد و به هيچ بلا مبتلا نشوند ، و جميع امور موافق خواهش بدنى ايشان واقع شود ، و اين خلاف مصلحت عليم قدير است .
پس بايد كه ايشان به علم واقع مكلّف نباشند ، و در تكاليف ظاهره با ساير ناس شريك
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 700
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٠٠