باشند چنانچه ايشان در باب طهارت و نجاست اشياء و ايمان و كفر عباد به ظاهر مكلّف بودند ، و اگر به علم واقع مكلّف مىبودند بايست كه با هيچكس معاشرت نكنند و همه چيز را نجس دانند و حكم به كفر اكثر عالم بكنند ، و اگر چنين مىبود حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دختر به عثمان نمىداد ، و عايشه و حفصه را به حبالهء نكاح خود در نمىآورد .
و هرگاه چنين باشد پس حضرت امام حسين عليه السّلام به حسب ظاهر مكلّف بود كه با وجود اعوان و انصار ، با منافقان و كفّار جهاد كند ، و با وجود بيعت زياده از بيست هزار كس و وصول زياده از دوازده هزار نامه از كوفيان بىوفا ، اگر حضرت تقاعد مىورزيد و اجابت ايشان نمىنمود ، ايشان را به ظاهر بر حضرت حجّت بود و حجّت الهى بر ايشان تمام نمىشد .
جواب ديگر : آنكه در وقتى نرفتن فايده مىكرد كه آن حضرت در نرفتن ، سالم بماند ، و چنين نبود زيرا كه يزيد جمعى را فرستاده بود كه آن حضرت را در مكّه بگيرند و به نزد او برند يا به قتل آوردند ، چنان كه مكرّر خود مىفرمود : چون خواستند مرا بكشند گريختم ؛ در وقتى كه محمّد بن حنفيّه التماس ترك آن سفر مىكرد حضرت فرمود : اى برادر اگر من در سوراخ جانورى از جانوران زمين پنهان شوم ، البتّه بنى اميّه مرا به در مىآوردند و به قتل مىرسانند .
و در بعضى از كتب معتبره مذكور است كه يزيد پليد لشكر عظيمى به عمرو بن سعيد بن العاص داد ، و او را به امارت حاج مقرّر كرد و فرستاد كه به هر حيله كه ممكن باشد حضرت را بگيرد يا به قتل آورد ، و سى نفر از اكابر بنى اميّه ملاعين را براى اين كار در آن سال فرستاد ، به اين سبب آن حضرت احرام حج را به عمره عدول نمود و پيش از اتمام حج روانهء عراق شد ، و لهذا در زمان معاويهء ملعون كه براى مصلحت دنياى خود ظاهر را رعايت مىكرد و مبادرت به قتل و اذلال ظاهراً نمىنمود ، و حضرت اجابت دعوت كوفيان نفرمود و صبر كرد ، پس هرگاه حضرت داند كه به هر حال كشته مىشود ، و كشته شدن در ضمن جهاد را بر كشته شدن با اسيرى و مذلّت اختيار نمايد ، محل اعتراض نخواهد بود .
جواب ديگر : آنكه وقتى كه حق تعالى در اعلاى دين خود داند پيغمبران و اوصياى
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 701
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٠١