تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 704

مساهمون:

ص٧٠٤

فصل پانزدهم در بيان وقايع جانگداز و مصائب محنت‌پرداز كه بعد از شهادت شهدا واقع شد تا مراجعت بقيّهء عترت طاهره بسوى مدينه

شيخ مفيد و سيّد ابن طاووس و ديگران اين قضيّهء جانسوز را چنين روايت كرده‌اند كه چون سرهاى مقدّس آن سروران جهان و برگزيدگان اهل زمين و آسمان را بر نيزه‌ها كردند ، خروش از زمين و زمان ، و فغان از ملائكهء آسمان بلند گرديد ، حضرت امام زين العابدين عليه السّلام را در غل و زنجير كردند ، و موافق مشهور سه نفر از فرزندان امام حسين عليه السّلام كه كودك بودند و كشته نشده بودند همراه بودند : حسن مثنّى و زيد و عمر و فرزندان امام حسن عليه السّلام و پردگيان سرادق عصمت و مخدّرات اهل بيت رسالت را بر محملها و شتران برهنه سوار كردند ، و عمر نحس آن مقرّبان درگاه رب العالمين را با شمر بن ذى الجوشن و قيس بن اشعث و عمرو بن حجّاج متوجّه كوفه گردانيد . به روايت ديگر : سر آن سروران را به خولى و حميد بن مسلم داد ، و سرهاى ساير شهدا را با شمر ولد الزّنا فرستاد « 1 » . چون به خيمه‌گاه رسيدند ، نظر اهل بيت رسالت بر آن بدنهاى پسنديده و اعضاى بريده كه در ميان خاك و خون غلطيده بودند افتاد ، خروش بر آوردند و سيلاب اشك از ديده‌ها

هامش
( 1 ) ملهوف 189 .