مردم گمان كردند كه قيامت برپا شد و عذاب حق تعالى نازل گرديد ، پس به بركت وجود شريف حضرت امام زين العابدين عليه السّلام ساكن گرديد « 1 » . ابن قولويه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه چون حضرت سيّد شهدا را شهيد كردند ، در مدينه صدائى شنيدند كه : امروز بلا بر اين امّت نازل شد ، و ديگر شادى نخواهند ديد تا قائم آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ظاهر شود ، و سينهء شما را از غم و اندوه شفا دهد ، و دشمنان شما را به قتل رساند ، و طلب خون كشتهگان شما بكند ، پس اهل مدينه از شنيدن اين صدا بسيار به فزع آمدند و گفتند : حادثهء عظيمى واقع شده است و ما نمىدانيم ، چون خبر شهادت آن حضرت رسيد و حساب كردند ، آن صدا در شبى در مدينه ظاهر شده بود كه روزش آن حضرت شهيد شده بود . پس حضرت فرمود كه : چون امام مظلوم را شهيد كردند ، در ميان لشكر شخصى پيدا شد و نعرهاى چند زد و مردم او را منع كردند ، در جواب گفت كه : چگونه فرياد و ناله نكنم و حال آنكه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايستاده است و نظر مىكند بر احوال شما ، و آسمان و زمين مىترسم كه نفرين بر اهل زمين بكند كه جميع اهل زمين هلاك شوند و من نيز در ميان ايشان هلاك شوم ، پس آن بدبختان مىگفتند كه : اين مرد ديوانه است ، و جمعى از ايشان از اين صدا متنبّه شدند و گفتند : به خدا سوگند آنچه ما با خود كرديم هيچكس با ما نكرد ، سيّد جوانان اهل بهشت را براى ابن زياد ولد الزّنا كشتيم ، پس همانجا با يكديگر بيعت كردند كه بر ابن زياد خروج كنند ، و كردند و فايده نبخشيد . راوى گفت : فداى تو گردم كه بود آن فريادكننده ؟ حضرت فرمود : جبرئيل بود ، و اگر مرخّص مىشد هرآينه نعره مىزد كه روحهاى آن كافران به جهنّم پرواز مىكرد ، و ليكن حق تعالى مهلت داد ايشان را كه گناه ايشان زياده شود ، و عذاب اليم ايشان در آخرت باشد « 2 » . بعضى از كتب معتبره از امام زين العابدين عليه السّلام روايت كردهاند كه چون سيّد شهدا را شهيد كردند ، كلاغى آمد در خون آن حضرت غلطيد و پرواز كرد و بسوى مدينه آمد و بر
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 691
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٩١
هامش
( 1 ) ملهوف 177 .
( 2 ) كامل الزيارات 336 .