تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤

ايشان خشك شد ، پس نظر كرد بسوى يكى از كنيزان خود و ديد كه آب از ديدهء او روان است ، او را طلبيد و از او پرسيد كه : سبب چيست كه آب از ديده‌هاى ما خشك شده است و آب از ديدهء تو روان است ؟ گفت : چون آب ديده‌ام خشك شد ، آرد بريان كرده را در آب ريختم و خوردم ، به آن سبب آب از ديده‌ام جارى است . پس آن زن را امر كرد كه طعامها و قاوتها و شربتها براى مردم آوردند كه بخورند تا قوّت ايشان بر گريستن بيشتر شود . پس اسفرودى چند براى او آوردند كه استعانت بجويد بر ماتم آن حضرت ، چون آنها را ديد گفت : اينها چيست ؟ گفتند : هديه‌اى است كه فلان از براى تو فرستاده است كه به اين استعانت بجوئى بر ماتم حسين عليه السّلام ، گفت : ما در عروسى نيستيم اينها را چه مىكنم ، و امر كرد كه آنها را از خانه بيرون كردند ، و چون آنها را از خانه بيرون كردند ناپيدا شدند و ديگر اثرى از آنها نيافتند « 1 » . و اين واقعهء جانسوز در روز جمعه يا شنبه دهم محرّم سال شصت و يكم هجرت واقع شد ، و عمر شريف آن حضرت در آن وقت پنجاه و هفت سال رسيده بود ، و به روايتى : پنجاه و هشت سال مىتواند بود كه سال ناتمام را تمام حساب كرده باشند ، و به روايتى ديگر : پنجاه و شش سال و پنجاه و پنج نيز گفته‌اند ، و در ريش مبارك آن حضرت اثر خضاب وسمه بود « 2 » . و در عدد شهداء اهل بيت در آن معركه خلاف است ، اكثر بيست و هفت نفر گفته‌اند ، هفت نفر از اولاد عقيل : مسلم كه پيش از معركه شهيد شد ، و جعفر و عبد الرّحمن پسران عقيل ، و محمّد و عبد اللَّه پسران مسلم ، و جعفر پسر محمّد بن عقيل ، و محمّد پسر ابى سعيد بن عقيل ، و بعضى عون و محمّد پسران عقيل را زياده كرده‌اند . و سه نفر از فرزندان جعفر طيّار : محمّد و عون و عبد اللَّه پسران عبد اللَّه بن جعفر ، و نه نفر از فرزندان حضرت امير المؤمنين عليه السّلام : حضرت سيّد شهدا و عبّاس و پسر او محمّد و عمر و عثمان و جعفر و ابراهيم و عبد اللَّه اصغر و محمّد اصغر پسران حضرت امير المؤمنين عليه السّلام ، و در أبو بكر اختلافى كرده‌اند ، و چهار نفر از فرزندان حضرت امام حسن عليه السّلام : أبو بكر و عبد اللَّه و قاسم

هامش
( 1 ) كافى 1 / 466 .
( 2 ) كشف الغمّه 2 / 250 .