تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧

حصين بن مالك هالك گفت : به چه نحو انتقام از ما خواهد كشيد ؟ حضرت فرمود : چنان خواهد كرد كه خود شمشيرها بر روى يكديگر كشيد و خونهاى خود را بريزيد ، و از دنيا منتفع نشويد و به اميدهاى خود نرسيد ، چون به سراى آخرت رويد ، عذاب ابدى از براى شما مهيّاست ، و عذاب شما بدترين عذابهاى كافران خواهد بود . و چندان جراحت بر بدن شريف آن امام شهدا زدند كه تاب حركت در او نماند ، به روايتى : هفتاد و دو جراحت نمايان در بدن كريم شاه شهيدان يافتند ، به روايت ديگر از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه به غير جراحت تير ، سى و سه زخم نيزه و سى و چهار اثر شمشير يافتند ، به روايت معتبر از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام منقول است كه : زياده از سيصد و بيست جراحت در جسد محترم آن امام مكرّم يافتند ، به روايت ديگر مجموع جراحتها كه از تير و نيزه و شمشير كه بر جسد شريف آن امام كبير رسيده بود هزار و نهصد جراحت بود « 1 » . و چندان تير در زره آن حضرت نشسته بود كه گويا براى پرواز اوج سعادت پروبال بر آورده بود ، و جميع آن زخمها در پيش روى آن حضرت نشسته بود ، زيرا كه پشت به ايشان نگردانيد ، و روى از آن بىدينان برنتافت تا به درجهء شهادت شتافت . چون از بسيارى جراحت آن صدرنشين مسند امامت مانده شد ، لحظه‌اى توقّف نمود ، ناگاه أبو الحنوق تيرى انداخت و بر پيشانى نورانى آن امام مظلوم آمد ، چون تير را كشيد ، خون بر روى مباركش ريخت و گفت : خداوندا مىبينى و مىدانى كه در راه رضاى تو از دشمنان چه مىكشم ، تو در دنيا و عقبى ايشان را به جزاى خود برسان ، پس جامه را برداشت كه خون از جبين مبين خود پاك كند ، ناگاه تير زهرآلودى كه سه شعبه داشت آمد و بر سينهء بىكينه‌اش كه صندوق علوم ربّانى بود نشست ، در آن حال گفت : بسم اللَّه و باللَّه و على ملّة رسول اللَّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، پس رو به آسمان بلند كرد و گفت : خداوندا تو مىدانى كه ايشان كسى را مىكشند كه امروز بر روى زمين فرزند پيغمبرى به غير او نيست ، چون تير را كشيد خون مانند ناودان روان شد ، خون را به كف خود مىگرفت و به جانب آسمان

هامش
( 1 ) ملهوف 178 و مناقب ابن شهر آشوب 4 / 120 .