تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 686

مساهمون:

ص٦٨٦

شد ، ديد كه آن خبر اصلى نداشت ، دانست كه مقدّر شده است كه روزهء آن روز را از آب كوثر به دست خير البشر افطار نمايد . پس بار ديگر اهل بيت رسالت و پردگيان سرادق عصمت و طهارت را وداع نمود ، و ايشان را به صبر و شكيبائى امر فرمود ، و به وعدهء مثوبات غير متناهى الهى تسكين داد و فرمود : چادرها بر سر گيريد و آمادهء لشكر مصيبت و بلا گرديد ، و بدانيد كه حق تعالى حافظ و حامى شماست ، و شما را از شرّ اعدا نجات مىدهد ، و عاقبت شما را به خير مىگرداند ، و دشمنان شما را به انواع بلاها مبتلا مىسازد ، و شما را به عوض اين بلاها در دنيا و عقبى به انواع نعمتها و كرامتها مىنوازد ، زينهار كه دست از شكيبائى بر مداريد ، و كلام ناخوشى بر زبان مياريد كه موجب نقص ثواب شما گردد . پس آن شير خدا بار ديگر روى به ميدان هيجا آورد و بر صف لشكر مخالف تاخت مىزد و مىانداخت ، و با لب تشنه و بدن خسته از كشته پشته مىساخت ، و مانند برگ خزان سرهاى كافران را بر زمين مىريخت و به ضرب شمشير آبدار ، خون اشرار و فجّار را با خاك معركه مىآميخت . روايت كرده‌اند كه در آن روز به دست معجزنماى خود هزار و نهصد و پنجاه نفر از آن اشقيا بر خاك هلاك انداخت « 1 » ، به روايت مسعودى : هزار و هشتصد نفر را بسوى عذاب سقر فرستاد . پس عمر تيراندازان را حكم كرد كه آن شاه شهدا را تير باران كنند ، يك‌دفعه چهار هزار كافر تير كين بسوى آن برگزيدهء رب العالمين انداختند ، و آن سيّد شهدا در راه حق تعالى آن تيرهاى اهل جور و جفا را بر رو و گلو و سينهء مبارك خود مىخريد ، و در جهاد اعدا كوشش مىنمود و مىفرمود كه : بد رعايت كرديد پيغمبر خود را در حق عترت مطهّر او ، و بعد از من از كشتن هيچ بندهء خدائى پروا نخواهيد كرد ، به خدا سوگند كه به نزد دوست خود مىروم و شهادت را در راه او سعادت خود مىدانم ، واى بر شما كه حق تعالى در هر دو جهان انتقام مرا از شما خواهد كشيد .

هامش
( 1 ) مناقب ابن شهر آشوب 4 / 120 .