تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤

و به روايت ديگر : دست خود را بر سر مبارك گذاشت ناگاه نامردى تيرى بسوى او انداخت كه دست و پيشانى نورانى آن سيّد بزرگوار را بر هم دوخت « 1 » . أبو الفرج روايت كرده است كه مادر عبد اللَّه رقيّه صبيّهء امير المؤمنين بود ، و بعد از او - به روايت امام محمّد باقر عليه السّلام - محمد برادر او به جنگ جنگ‌گاه در آمد و به طلب خون برادر ، جمعى از آن بد بختان را به قتل آورد ، و به ضربت ابو جرهم اسدى و لقيط بن اياس جهنى شربت شهادت نوشيد . پس جعفر پسر عقيل رجزخوانان به معركه در آمد و پانزده نفر از آن مخالفان را بر خاك هلاك انداخت ، به روايت ديگر : دو نفر را به قتل رسانيد ، پس بشر بن حوط همدانى او را به درجهء شهادت رسانيد « 2 » . به روايت امام محمّد باقر عليه السّلام عروة بن عبد اللَّه خثعمى او را شهيد گردانيد « 3 » . پس عبد الرّحمن پسر عقيل پا در ميدان سعادت نهاد و هفده سوار از آن كافران غدّار را به درك اسفل نار فرستاد ، و به ضربت عثمان بن خالد جهنى خلعت شهادت پوشيد « 4 » . به روايت ديگر : بعد از او عبد اللَّه پسر عقيل به معركه در آمد و جمعى را به قتل رسانيد ، و به ضربت عثمان بن خالد و بشر بن حوط به منزلهء شهادت رسيد « 5 » . پس محمّد پسر ابو سعيد بن عقيل به ميدان در آمد ، و بعد از كشتن جمعى به تير لقيط بن ياسر جهنى عمر شريفش به سر آمد « 6 » . بعضى روايت كرده‌اند كه على پسر عقيل نيز در آن صحرا به شهدا ملحق گرديد « 7 » . چون نوبت به اولاد جعفر طيّار رسيد ، اوّل محمّد پسر عبد اللَّه بن جعفر ، قدم شجاعت در ميدان سعادت نهاد و ده نفر از آن اشقيا را به جهنّم فرستاد ، و به تيغ عامر بن نهشل تميمى شربت شهادت نوشيد ، پس عون برادر بزرگ او به معركه در آمد و سه سوار و

هامش
( 1 ) مقاتل الطالبيين 94 .
( 2 ) مناقب ابن شهر آشوب 4 / 114 .
( 3 ) مقاتل الطالبيين 93 .
( 4 ) مناقب ابن شهر آشوب 4 / 114 .
( 5 ) بحار الأنوار 45 / 33 .
( 6 ) مقاتل الطالبيين 94 .
( 7 ) بحار الأنوار 45 / 33 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 674 | العلامة المجلسي