سر عزّت بر اوج رفعت افراختند . چون اكثر اصحاب آن حضرت شهيد شدند ، آن حضرت غلام تركى داشت در نهايت صلاح و سداد و قارى قرآن بود : از خدمت حضرت مرخّص شد و خود را بر صف سپاه مخالفان زد و بسيارى از آن سياه رويان را بر خاك هلاك افكند ، و آخر به تيغ ظلم و عدوان بر زمين افتاد . چون حضرت بر سر او آمد ، بر او گريست و روى مبارك خود را بر روى آن سعادتمند گذاشت ، او چشم گشود و نظر بر روى نورانى آن امام عالميان افكند ، تبسّمى كرد و مرغ روحش به رياض جنان پرواز نمود . پس زياد بن شعثا به ميدان تاخت ، و هشت تير كه داشت بسوى لشكر مخالفان انداخت ، و به آن تيرها پنج منافق را به جهنّم فرستاد ، و هر تير كه مىانداخت حضرت مىفرمود كه : خداوندا تيرش را بر نشانه آشنا كن ، و در عوض آن بهشت را به او عطا كن . پس ابو عمرو نهشلى كه از عبّاد و زهّاد و قاريان قرآن بود ، خود را بر صف مخالفان زد و جماعت بسيار از ايشان را هلاك كرد ، و عامر بن نهشل او را شهيد كرد . پس سيف بن الحارث و مالك بن عبد اللَّه به خدمت آن حضرت آمدند و رخصت جهاد يافتند و بسوى بهشت شتافتند « 1 » . چون به غير اهل بيت رسالت و خويشان و اقارب گرام آن امام عالميان كسى نماند ، اهل بيت و اولاد امجاد آن حضرت و اولاد امير المؤمنين عليه السّلام و اولاد امام حسن عليه السّلام و اولاد جعفر بن أبي طالب و اولاد عقيل جمع شدند و يكديگر را وداع كردند و عازم حرب شدند ، اوّل كسى از ايشان كه ابتدا به مقاتله كرد عبد اللَّه پسر مسلم بن عقيل بود ، از ابن عم بزرگوار خود دستورى يافته پا در ميدان نهاد و رجزى چند ادا كرد « 2 » . به روايت ديگر حضرت امام زين العابدين عليه السّلام : سه نفر از آن كافران را به قتل آورد « 3 » . و به روايت ديگر : در سه حمله نود و هشت نفر از آن اشقيا را به سراى سقر فرستاد ، تا آنكه عمرو بن صبيح و اسد بن مالك او را شهيد كردند « 4 » .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 673
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٧٣
هامش
( 1 ) بحار الأنوار 45 / 23 - 30 .
( 2 ) بحار الأنوار 45 / 32 .
( 3 ) امالى شيخ صدوق 138 .
( 4 ) مناقب ابن شهر آشوب 4 / 114 .