تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
فرمود : برو كه براى تو در آخرت مهيّا گرديده است آنچه بهتر است از دنيا و آنچه در دنياست ، و مىروى بسوى ملكى كه زوال ندارد ، حنظله گفت : السّلام عليك اى فرزند رسول صلوات بر تو باد و بر اهل بيت تو ، خدا جمع كند ميان ما و ميان تو در بهشت جاويد ، حضرت گفت : آمين ، و آن سعادتمند در درياى حرب غوطه خورد و به سعادت شهادت فايز گرديد و از مهالك دنيا خود را به ساحل نجات كشيد . پس سويد بن عمرو كه به شرافت حسب و كثرت نماز و عبادت معروف بود ، قدم در ميدان نبرد گذاشت و مقاتلهء بسيار كرد ، تا آنكه از بسيارى جراحت در ميان كشتگان افتاد . چون شنيد كه آن امام مظلوم شهيد شد ، كاردى از موزهء خود بيرون آورد و به نيمه جانى كه داشت جهاد كرد تا شهيد شد . پس يحيى بن سليم مازنى به پاى مردى در معركه دويد و رخت از سراى فانى به بهشت جاويد كشيد ، بعد از او قرّة بن ابى قرّهء غفارى قدم اخلاص در ميدان سعادت نهاد ، و بعد از محاربهء بسيار شهد شهادت چشيد ، و بعد از او عمر بن مطاع جعفى به آب تيغ آبدار آتش در خرمن حيات مخالفان انداخت و جان در راه پيشواى اهل ايمان در باخت . و بعد از او حجّاج بن مسروق پاى جلادت در ميدان سعادت نهاد و بسيارى از كافران را به اسفل درك نيران فرستاد و خلعت سعادت پوشيد و شربت شهادت نوشيد ، بعد از او جنادة بن حارث رو به ميدان آورد و بعد از محاربهء بسيار به ساير شهدا ملحق شد ، و بعد از او عمر بن جناده به شرف شهادت فايز گرديد ، و بعد از او عبد الرّحمن بن عروه شربت شهادت نوشيد . و بعد از او عابس بن شبيب شاكرى با شوذب مولاى خود گفت كه : اى شوذب چه در خاطر دارى ؟ گفت : مقاتله خواهم كرد تا كشته شوم ، عابس گفت : من به تو گمان نداشتم ، چون اين سعادت يافته‌اى برو به خدمت امام عليه السّلام و از او رخصت بطلب و عهد خود را تازه كن ، و مهيّاى سفر آخرت شو كه امروز روزى است كه بايد حسب المقدور در تحصيل اجر آخرت سعى نمائيم ، زيرا كه بعد از اين عملى نخواهد بود ، و حساب روز جزا در پيش داريم . پس عابس به قدم اخلاص و يقين و ايمان به خدمت امام مؤمنان آمد و گفت : يا بن