تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 665

مساهمون:

ص٦٦٥

و در حديث حضرت امام زين العابدين عليه السّلام وارد شده است كه اين وهب اوّل نصرانى بود ، او و مادرش بر دست حضرت امام حسين عليه السّلام مسلمان شدند ، چون به معركه رفت هفت هشت نفر از آن ملاعين را به قتل آورد « 1 » . به روايت ديگر : بيست و چهار نفر پياده و دوازده سوار از آن منافقان نابكار را طعمهء تيغ آبدار گردانيد ، چون از بسيارى جراحت از كار ماند او را دستگير كردند و به نزد عمر بن سعد بردند ، آن ملعون حكم كرد او را گردن زدند و سرش را در ميان لشكر آن حضرت انداختند ، مادرش شمشير او را گرفت و متوجّه لشكر مخالفان شد ، حضرت فرمود : اى مادر وهب بنشين كه خدا جهاد را از زنان برداشته است ، بشارت باد كه تو و پسر تو در بهشت با جدّ من محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خواهيد بود « 2 » . به روايت ديگر : سر فرزند خود را برداشت بسوى لشكر مخالف انداخت و يك نفر از ايشان را هلاك كرد ، پس عمود خيمه را برداشت و دو كس را به قتل آورد ، حضرت فرمود : اى مادر وهب برگرد ، آن نيك زن برگشت و گفت : خداوندا اميد مرا قطع مكن ، حضرت فرمود : اى مادر وهب خدا تو را نااميد نمىكند ، تو با پسرت در خدمت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خواهيد بود در اعلا درجهء بهشت « 3 » . پس عمرو بن خالد ازدى متوجّه جنگ جنگ‌گاه شد و مقاتله كرد تا كام خود را به شهد شهادت شيرين نمود ، و بعد از او پسرش خالد بيرون رفت و جهاد كرد تا شهيد شد ، بعد از او سعيد بن حنظلهء تميمى به شوق رياض جنان متوجّه قتال آن كافران گرديد و بسيارى را به سراى جحيم فرستاد تا آنكه به درجهء شهادت رسيد . و بعد از او عمير بن عبد اللّه مذحجى شمشير كشيد و مردانه رو به كار زار آورد ، و بسيارى از آن كفّار را به جهنّم و اصل نمود ، تا آنكه به ضربت مسلم ضبابى و عبد اللَّه بجلى به سعادت شهادت فايز گرديد . پس مسلم بن عوسجه كه از اكابر زهّاد و علماء و بزرگان اصحاب سيّد شهدا بود ، به

هامش
( 1 ) امالى شيخ صدوق 137 .
( 2 ) بحار الأنوار 45 / 17 .
( 3 ) بحار الأنوار 45 / 17 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 665 | العلامة المجلسي