فاطمهء زهرا از دنيا مفارقت كرد ، و برادرم حسن مجتبى به زهر اهل جفا هلاك شد ، و تو اكنون يادگار رفتگان و پشت و پناه بازماندگانى ، و ما را از خود نااميد مىگردانى . آن امام مظلوم از اضطراب پردگيان سرادق عصمت ، قطرات عبرات از ديدهء حق بين باريد و فرمود : اى خواهر ! با جان برابر حلم و بردبارى پيشه كن ، و شيطان را بر خود تسلّط مده ، و بر قضاى حق تعالى صبر كن ، و فرمود : اگر مىگذاشتند مرا به استراحت خود را به مهلكه نمىافكندم ، زينب خاتون گفت : اين بيشتر دل ما را مجروح مىگرداند كه راه چاره از تو منقطع گرديده ، و به ضرورت شربت ناگوار مرگ را مىنوشى ، و ما را غريب و بىكس و تنها در ميان اهل نفاق و شقاق مىگذارى . پس دستهاى خود را بلند كرد و گلگونهء خود را خراشيد و مقنعه را از سر كشيد و گريبان طاقت چاك كرد و بيهوش افتاد ، آن امام غريب برخاست و آب بر روى خواهر گرامى خود پاشيد ، چون به هوش بازآمد گفت : اى خواهر نيك اختر از خدا بترس و به قضاى حق تعالى راضى شو ، و بدان كه همهء اهل زمين شربت ناگوار مرگ را مىچشند ، و اهل آسمان باقى نمىمانند ، و به جز ذات مقدّس حق تعالى همه چيز در معرض زوال و فناست ، او همه را مىميراند ، و بعد از مردن مبعوث مىگرداند ، و او منفرد است در بقا ، پدر و برادر و مادر من شهيد شدند ، و همه از من بهتر بودند ، و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه اشرف خلايق بودند در دنيا نماند و به سراى باقى رحلت فرمود ؛ و بسيارى از اين مواعظ پسنديده براى آن نور ديده بيان فرمود . پس وصيّت فرمود : اى خواهر گرامى ! تو را سوگند مىدهم كه چون من از تيغ اهل جفا به عالم بقا رحلت نمايم ، گريبان چاك مكنيد و رو مخراشيد و وا ويلا مگوئيد ، پس اهل بيت را فى الجمله تسلّى نموده و تهيّهء سفر آخرت را راست كرد ، و فرمود كه طنابهاى خيمه را در ميان يكديگر كشيدند و راه تردّد را از ميان خيمهها مسدود گردانيدند ، و خندق دور خيمهها را پر از هيزم كردند ، و مشغول نماز و عبادت و دعا و تلاوت گرديدند « 1 » . چون وقت سحر شد ، امام حسين عليه السّلام را خواب ربود و گريان از خواب بيدار شد و فرمود : در اين ساعت در خواب ديدم كه سگى چند بر من حمله كردند و در آن ميان سگ
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 653
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٥٣
هامش
( 1 ) ارشاد شيخ مفيد 2 / 93 .