تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 651

مساهمون:

ص٦٥١

اختيار كرده پراكنده شدند ، و اهل بيت و خويشان و خواص اصحاب آن حضرت كه به قوّت ايمان و يقين از عالميان ممتاز بودند گفتند : ما از تو مفارقت نمىنمائيم و در حزن و اندوه و محنت و بلا با تو شريكيم ، و قرب خدا را منوط به خدمت تو مىدانيم . حضرت فرمود : چون بر خود قرار داديد آنچه من بر خود قرار داده‌ام ، پس بدانيد كه حق تعالى منازل شريفه و درجات رفيعه را نمىبخشد مگر به كسى كه در راه او متحمّل مكاره عظيمه و شدايد مؤلمه گردد ، بدانيد كه تلخ و شيرين دنياى فانى نظر به دار باقى مانند خوابى است كه كسى بيند و بيدار شود ، و فايز و رستگار كسى است كه در آخرت فايز و رستگار گردد ، شقى و بدبخت كسى است كه نعيم باقى آخرت را از دست بدهد « 1 » . به روايت ديگر : در آن شب به محمّد بن بشر حضرمى گفتند : پسر تو را در سر حدّ رى اسير كردند ، گفت : عوض جان او و جان خود را هر دو از آفرينندهء جانها مىخواهم ، چون حضرت اين سخن را شنيد فرمود : خدا تو را رحمت كند ، من تو را مرخّص مىگردانم كه به روى و فرزند خود را از قيد اسيرى رها كنى ، آن سعادتمند گفت : درندگان مرا بدرند اگر از تو جدا شوم ، پس حضرت پنج جامه به او عطا فرمود به هزار درهم مىارزيد و فرمود : اينها را براى رهائى فرزند خود بفرست « 2 » . از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام منقول است كه حضرت در آن شب فرمود خيمه‌هاى حرم را به يكديگر متّصل برپا كردند ، و بر دور آنها خندقى حفر نمودند و از هيزم پر كردند كه جنگ از يك طرف باشد ، و على اكبر را با سى سوار و بيست پياده فرستاده كه مشك آب با نهايت خوف و بيم آوردند ، پس اهل بيت و اصحاب خود را فرمود : از اين آب بياشاميد كه آخر توشهء شماست ، و وضو بسازيد و غسل كنيد و جامه‌هاى خود را بشوريد كه كفنهاى شما خواهد بود « 3 » ، و تمام آن شب را به عبادت و دعا و تلاوت و تضرّع و مناجات به سر آوردند ، و صداى تلاوت و عبادت از عسكر سعادت اثر آن نور ديدهء خير البشر بلند بود . به روايتى : در آن شب سى و دو نفر از لشكر عمر بد اختر به عسكر آن حضرت ملحق

هامش
( 1 ) تفسير امام عسكرى 218 .
( 2 ) ملهوف 153 .
( 3 ) امالى شيخ صدوق 133 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 651 | العلامة المجلسي