لازم گرديده است . چون اين خبر به آن لعين رسيد ، آتش كفر و نفاقش مشتعل گرديد و عزم محاربهء آن حضرت را جزم كرد ، و تكليف امارت لشكر به عمر بن سعد كرد ، و او در ابتدا امتناع نمود ، چون قبل از آن ايالت رى را به او تفويض كرده بود گفت : هرگاه مرتكب محاربهء حسين نمىشوى ، رقم ايالت را به ما رد كن كه به ديگرى بدهيم . آن بدبخت به طمع ايالت رى ، شقاوت ابدى و عذاب سرمدى اختيار كرده قبول محاربهء آن سيّد شهدا نمود ، با چهار هزار نامرد روانهء كربلا شد « 1 » . از امام محمّد باقر عليه السّلام منقول است كه چون سيّد شهدا به صحراى كربلا رسيد ، نامهاى به برادر خود محمّد بن حنفيّه نوشت كه : اين نامهاى است از حسين بن على بسوى محمّد بن على و هر كه نزد اوست از فرزندان هاشم ، امّا بعد پس بدانيد كه ترك زندگانى كرديم و دل بر شهادت گذاشتيم ، و دنيا را چنان قرار داديم كه هرگز نبوده ، و آخرت را باقى و دائم مىدانيم ، و آخرت بر دنيا اختيار كرديم و السّلام « 2 » . و به روايت اوّلى : چون حضرت امام حسين عليه السّلام را در كربلا فرود آوردند ، آن امام مظلوم اصحاب خود را جمع كرد و خطبهاى در نهايت فصاحت و بلاغت ادا نمود فرمود : كار ما به اينجا رسيد كه مىبينيد ، و دنيا از ما رو گردانيده و جرعهء زندگانى به آخر رسيده ، و مردم دست از حق برداشتهاند و بر باطل جمع شدهاند ، هر كه ايمان به خدا و روز جزا دارد بايد كه از دنيا رو بتابد و مشتاق لقاى پروردگار خود گردد ، زيرا كه شهادت در راه حق ، مورث سعادت ابدى است ، و زندگانى با ستمكاران و استيلاء ايشان براى مؤمنان بجز محنت و عنا ثمرهاى ندارد . پس زهير بن قين برخاست و گفت : اگر دنيا هميشه براى ما باقى مىبود ، هرآينه كشته شدن در راه تو بر بقاى ابدى دنيا اختيار مىكرديم ، هرگاه فناى دنيا را مىدانيم چگونه جان خود را از تو مضايقه كنيم « 3 » . پس هلال بن نافع بجلى برخاست و گفت : يا بن رسول اللَّه ! جدّ تو رسول خدا نتوانست
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 642
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٤٢
هامش
( 1 ) كشف الغمّه 2 / 257 .
( 2 ) كامل الزيارات 75 .
( 3 ) ملهوف 138 .