يا بن رسول اللَّه از كجا مىدانستى ؟ فرمود كه : در خواب ديدم كه سگى چند بر من حمله آوردند و مرا مىدريدند ، و در ميان آنها سگى سياه سفيدى بود كه بيشتر بر من حمله مىكرد « 1 » . به سند ديگر از آن حضرت روايت كرده است كه آن امام مظلوم مىفرمود : پادشاهى براى بنى اميّه گوارا نمىشود تا مرا نكشند ، و البتّه مرا خواهند كشت ، چون مرا شهيد كنند ديگر اين امّت توفيق نماز به حق نخواهند يافت ، و عطايا و غنايم به جور قسمت خواهد شد ، و اوّل كسى را كه در اين امّت به علانيه و زجر و قهر به قتل آوردند من و اهل بيت من خواهيم بود ، و بعد از من بنى هاشم هميشه در محنت و عنا خواهند بود ، تا قائم آل محمّد ظاهر شود « 2 » . شيخ مفيد از امام زين العابدين عليه السّلام روايت كرده است كه مىگفت : در سفر كربلا پدر مظلومم مكرّر يحيى عليه السّلام و شهادت آن حضرت را ياد مىكرد و مىفرمود : از پستى و خوارى دنيا نزد حق تعالى آن است كه سر يحيى عليه السّلام را براى زن زناكارى به هديه فرستادند « 3 » . به روايت ديگر : سر مرا براى ولد الزّنائى به هديه خواهند فرستاد . برگشتيم به روايت اوّل : چون صبح شد ، فرود آمدند و نماز بامداد گذاردند ، حضرت سوار شد و هر چند مىخواستند به جانب ديگر بروند ، لشكر حر ممانعت مىنمودند تا آنكه به زمين كربلا رسيدند ، حضرت پرسيد كه : اين زمين چه نام دارد ؟ گفتند : اين را كربلا مىگويند . چون امام مظلوم آن نام محنت انجام را شنيد ، آب حسرت از ديدههاى مباركش فرو ريخت و فرمود : اين موضع كرب و بلا و محل محنت و عناست ، و اين جاى ريختن خون شهيدان كربلاست « 4 » . در اين حال از دور سوارهاى پيدا شد كه به تعجيل به جانب ايشان مىتاخت ، چون به نزديك رسيد بر حضرت سلام نكرد و نزد حر رفت و بر او سلام كرد و نامهء ابن زياد را به او داد . چون نامه را گشود ، آن ملعون نوشته بود كه : هر جا نامهء من به تو برسد ، حسين را فرود آور و او را در بيابانى فرود آر كه آب و آبادانى نباشد ، و كار را بر او تنگ گردان ، و بايد كه
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 640
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٤٠
هامش
( 1 ) كامل الزيارات 75 .
( 2 ) كامل الزيارات 74 .
( 3 ) ارشاد شيخ مفيد 2 / 132 .
( 4 ) مثير الأحزان 49 .