تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
حضرت امام حسين عليه السّلام فرمود : مرا البتّه نزد وليد مىبايد رفت . پس حضرت سى نفر از اهل بيت و غلامان و مواليان خود را فرمود كه سلاح بر خود بستند و با خود برد ، فرمود : شما بر در خانه بنشينيد ، و اگر صداى من بلند شود به خانه در آئيد . چون حضرت داخل مجلس وليد شد ، ديد كه مروان با وليد تنها نشسته‌اند . چون امام حسين عليه السّلام نشست ، وليد خبر مرگ معاويه را به آن حضرت گفت ، حضرت فرمود : انّا للَّه و انّا اليه راجعون ، پس وليد نامهء يزيد پليد را خواند ، حضرت فرمود : من گمان ندارم كه تو راضى شوى به آنكه من پنهان با يزيد بيعت كنم و خواهى خواست كه علانيه در حضور مردم از من بيعت بگيرى كه مردم بدانند ، وليد گفت : آرى ، حضرت گفت كه : پس تأخير كن تا صبح و ما رأى خود را ببينيم و تو رأى خود را ببينى و با يكديگر مناظره كنيم ، هر يك از ما و او كه به خلافت سزاوارتر باشد ديگرى با او بيعت نمايد . وليد گفت : برو خدا با تو همراه تا در مجمع مردم تو را ملاقات نمائيم ، مروان گفت : دست از او بر مدار كه اگر الحال از او بيعت نگيرى ، ديگر بر او دست نمىيابى مگر به خون بسيار كه ريخته شود ، اكنون كه بر او دست يافته‌اى دست از او بر مدار ، و اگر بيعت نكند او را گردن بزن . حضرت از سخن آن ملعون در غضب شده فرمود : اى ولد زناى فرزند زن ازرق زناكار ، تو مرا خواهى كشت يا او ، به خدا سوگند كه دروغ گفتى و تو و او هيچ‌يك قادر بر قتل من نيستيد ، پس رو به وليد گردانيد فرمود : اى امير ! مائيم اهل بيت نبوّت و معدن رسالت ، و ملائكه در خانهء ما نازل مىشوند ، و به ما خدا فتح كرد نبوّت و خلافت را ، و به ما ختم خلافت و امامت خواهد كرد ، و يزيد مردى است فاسق و شراب‌خوار و كشندهء مردم به ناحق ، و علانيه به انواع فسوق و معاصى اقدام مىنمايد ، و مثل من كسى با مثل او كسى هرگز بيعت نمىكند ، و ديگر تا تو را ببينيم و گوئيم و شنويم ، اين را گفت و با اصحاب خود به خانه مراجعت نمود ، و اين در شب شنبه بيست و هفتم ماه رجب بود . چون حضرت بيرون رفت ، مروان با وليد گفت : سخن مرا نشنيدى ، به خدا سوگند كه ديگر دست بر او نخواهى يافت ، وليد گفت : واى بر تو ، رأيى كه تو براى من پسنديده بودى
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 594 | العلامة المجلسي