تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤

او دروغ نمىگويد ، برويد و زبان او را ببريد . پس زبان آن مخزن اسرار را بريدند ، و در آن شب به رحمت حق تعالى و اصل شد . حضرت امير المؤمنين عليه السّلام او را رشيد مبتلا مىناميد ، علم منايا و بلايا به او تعليم كرده بود ، و بسيار بود كه به مردم مىرسيد و مىگفت : تو چنين خواهى بود و تو چنين كشته خواهى شد ، آنچه مىگفت واقع مىشد « 1 » . شيخ مفيد روايت كرده است كه زياد حارثى گفت : روزى من نزد ابن زياد بودم كه رشيد هجرى را به نزد او آوردند ، ابن زياد از او پرسيد كه : على تو را چگونه خبر داده است كه من تو را خواهم كشت ؟ رشيد گفت : خبر داده است كه دستها و پاهاى مرا خواهى بريد و بر دار خواهى كشيد ، ابن زياد گفت : به خدا سوگند كه سخن او را دروغ مىگردانم و تو را رها مىكنم . چون خواست كه از مجلس ابن زياد بيرون آيد ، حرامزاده پشيمان شد گفت : هيچ سياستى بدتر نيست از آنچه مولاى او خبر داده است ، دستها و پاهاى او را بريدند و او را بر دار كشيد ، رشيد گفت : هيهات غير اين خبر ديگر مانده است كه مولاى من خبر داده است كه با من خواهى كرد ، ابن زياد گفت : زبانش را ببريد ، رشيد گفت : الحال تمام شد آنچه مولاى من خبر داده بود « 2 » . و روايات سابقه اشهر است . شيخ كشى و شيخ مفيد و ديگران روايت كرده‌اند كه ميثم تمّار غلام زنى از بنى اسد بود ، حضرت امير المؤمنين عليه السّلام او را خريد و آزاد كرد ، پس از او پرسيد كه : چه نام دارى ؟ گفت : سالم ، حضرت فرمود : خبر داده است مرا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه پدر تو در عجم تو را ميثم نام كرده ، گفت : راست گفته‌اند خدا و رسول و امير المؤمنين ، به خدا سوگند كه پدرم مرا چنين نام كرده است ، حضرت فرمود : سالم را بگذار و همين نام كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خبر داده است داشته باش ؛ نام خود را ميثم كرد ، و كنيت خود را ابو سالم . روزى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به او گفت : تو را بعد از من خواهند گرفت و بر دار خواهند كشيد و حربه‌اى بر تو خواهند زد ، و در روز سيّم خون از بينى و دهان تو روان خواهد شد ، و ريش تو از آن رنگين خواهد شد ، پس منتظر آن خضاب باش ، و تو را بر در

هامش
( 1 ) اختصاص 77 .
( 2 ) ارشاد شيخ مفيد 1 / 325 .