تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠

خداوندا او را بكش بسوى آتش جهنّم ، پس آن ملعون به غضب آمد و بر حضرت حمله كرد ، ناگاه اسبش در نهرى افتاد و از اسب گرديد و پايش در ركاب ماند و سرش بر زمين آمد و اسب رم كرد و مىدويد و سر او را به هر سنگ و كلوخى مىزد ، و يك پاى و رانش جدا شد و در ركاب آويخته بود ، و نصف ديگرش بر زمين ماند و به جهنّم و اصل شد « 1 » . در احاديث معتبره از طرق خاصّه و عامّه روايت كرده‌اند كه بسيار بود كه فاطمه عليها السّلام در خواب بود و امام حسين عليه السّلام در گهواره مىگريست و جبرئيل گهوارهء آن حضرت را مىجنبانيد و با او سخن مىگفت و او را ساكت مىگردانيد ، چون فاطمه عليها السّلام بيدار مىشد مىديد كه گهواره مىجنبد و كسى با آن حضرت سخن مىگويد و كسى را نمىديد ، چون از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيد حضرت مىفرمود : او جبرئيل است « 2 » . ايضاً روايت كرده‌اند كه چون آن حضرت در شب تارى در موضعى مىنشست ، به نورى كه از جبين و پائين گردن آن حضرت ساطع بود آن حضرت را مىشناختند ، زيرا كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين دو موضع را بسيار مىبوسيد « 3 » . مؤلّف گويد كه : اكثر معجزات در باب شهادت آن حضرت مذكور خواهد شد .

هامش
( 1 ) عيون المعجزات 62 .
( 2 ) بحار الأنوار 44 / 188 .
( 3 ) بحار الأنوار 44 / 187 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 520 | العلامة المجلسي