تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣

بهشت « 1 » . شيخ كشى به سند معتبر از زيد شحّام روايت كرده است كه : من با جماعتى از اهل كوفه در خدمت حضرت صادق عليه السّلام بوديم ، جعفر بن عفّان به خدمت آن حضرت آمد ، او را اكرام نمود و نزديك خود نشانيد و گفت : يا جعفر ، گفت : لبّيك خدا مرا فداى تو گرداند ، حضرت فرمود : شنيده‌ام شعر مىگوئى در مرثيهء امام حسين و نيكو مىگوئى ؟ گفت : بلى فداى تو شوم ، فرمود : بخوان ، چون خواند آن حضرت گريان شد و قطرات اشك آن حضرت بر ريش مباركش جارى شد و حاضران همه گريان شدند ، پس فرمود : به خدا سوگند كه ملائكهء مقرّبان در اينجا حاضر شدند و مرثيهء تو را براى حسين شنيدند ، و زياده از آنچه ما گريستيم گريستند ، حق تعالى از براى تو جميع بهشت را واجب گردانيد و گناهان تو را آمرزيد ، پس فرمود : اى جعفر مىخواهى زياده بگويم ؟ گفت : بلى اى سيّد من ، فرمود : هر كه در مرثيهء حسين شعرى بگويد و بگريد و بگرياند ، البتّه حق تعالى بهشت را براى او واجب گرداند و گناهان او را بيامرزد « 2 » . شيخ مفيد به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه امام حسين عليه السّلام نزد پروردگار خود است ، و نظر مىكند به لشكرگاه خود و به محل قبر خود و شهيدانى كه نزديك او مدفونند ، و نظر مىكند بسوى زيارت كنندگان خود ، او بهتر مىشناسد نامهاى ايشان را و پدران ايشان را و درجات و منازل ايشان را نزد خداوند عالميان از شناختن يكى از شما فرزندان خود را ، و مىبيند كسى را كه بر او گريه مىكند ، و طلب آمرزش مىكند براى او و سؤال مىكند از پدران خود كه طلب آمرزش كنند براى او ، و مىگويند كه : اگر بداند زيارت كنندهء من آنچه خدا براى او مهيّا كرده است ، هرآينه فرح او زياده از جزع او خواهد بود ؛ چون زيارت كنندهء او بر مىگردد ، هيچ گناه بر او نمانده است « 3 » . ابن بابويه به سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السّلام روايت كرده است كه : ماه محرّم ماهى

هامش
( 1 ) كامل الزيارات 100 .
( 2 ) رجال كشى 574 .
( 3 ) امالى شيخ طوسى 55 .