تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢

فصل چهارم در بيان نص خلافت و امامت و بعضى از معجزات آن حضرت است

بدان كه عامّه و خاصّه به طريق متواتره روايت كرده‌اند كه حضرت امام حسن عليه السّلام در هنگام وفات خود ، آن حضرت را وصى و خليفهء خود گردانيده و نص بر امامت او نمود و اسرار نبوّت و ودايع خلافت را به او سپرد ، و اكثر نصوص بر خلافت و امامت آن حضرت در كتابهاى پيش گذشته است . كلينى و شيخ طبرسى به سندهاى معتبر از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده‌اند كه چون هنگام ارتحال حضرت امام حسن عليه السّلام شد ، حضرت امام حسين را طلبيده فرمود كه : اى برادر تو را وصىّ خود مىگردانم ، و وصيّت مىكنم كه چون من از دنيا رحلت كنم مرا غسل دهى و كفن كنى و بر من نماز كنى ، و مرا به نزد قبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برى كه عهد خود را به او تازه كنم ، و به نزد قبر مادرم فاطمه ببرى ، پس مرا در بقيع دفن كنى « 1 » . ايضاً روايت كرده‌اند از حضرت صادق عليه السّلام كه چون حضرت امام حسن عليه السّلام را وفات در رسيد ، گفت : اى قنبر برو و برادر من محمّد بن حنفيّه را بطلب ، چون قنبر اين خبر را به محمّد داد ، به تعجيل برخاست بىآنكه بند نعلين خود را ببندد ، روانه شد و همه جا دويد تا خود را به خدمت آن حضرت رسانيد . چون سلام كرد حضرت فرمود : بنشين ، مثل تو كسى نمىبايد غايب باشد از كلامى كه مرده‌ها را زنده مىگرداند و زنده‌ها را مىميراند ،

هامش
( 1 ) كافى 1 / 300 .