تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢

گوساله‌اى از شكمش بيرون آورد به همان صفت كه حضرت فرموده بود ، پس به خدمت آن جناب آمديم گفتيم : حق تعالى مىفرمايد كه : خدا مىداند آنچه در رحمها است ، تو چگونه دانستى ؟ فرمود : من به الهام خدا دانستم « 1 » . ايضا از امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه جمعى از اصحاب حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام حسن عليه السّلام آمده گفتند : به ما بنما از آن عجايبى كه پدر تو به ما مىنمود ، فرمود : اگر بنمايم ايمان خواهيد آورد ؟ گفتند : بلى ، فرمود : پدرم را اگر ببينيد خواهيد شناخت ؟ گفتند : بلى ، پس پرده را برداشت فرمود : نظر كنيد ، چون نظر كردند ديدند كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نشسته است ، فرمود : مىشناسيد كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام است ؟ همه گفتند : بلى گواهى مىدهيم كه توئى ولىّ خدا به حق و راستى ، و توئى امام بعد از پدر خود ، به تحقيق كه امير المؤمنين را به ما نمودى بعد از وفات او چنانچه پدرت رسول خدا را به أبو بكر نمود در مسجد قبا بعد از وفات آن حضرت . پس حضرت امام حسن عليه السّلام فرمود : مگر نشنيده‌ايد قول خدا را كه مىفرمايد

« وَ لا تَقُولُوا لِمَن يُقْتَل فِي سَبِيل اللَّه أَمْوات بَل أَحْياءٌ وَ لكِن لا تَشْعُرُون »

« 2 » يعنى : مگوئيد براى آنان كه كشته مىشوند در راه خدا كه : ايشان مردگانند ، بلكه زندگانند و ليكن شما نمىدانيد ، پس فرمود : اين آيه نازل شده است در باب هر كه كشته شود در راه خدا ، پس چه استبعاد مىكنيد در حق ما ، گفتند : ايمان آورديم و تصديق كرديم اى فرزند رسول خدا « 3 » . ايضا به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه چون آن حضرت با معاويه صلح كرد ، روزى در نخيله نشسته بودند ، معاويه گفت : شنيده‌ام كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خرما را در درخت تخمين مىكرده است و درست مىآمده است ، آيا آن علم را تو دارى ؟ به درستى كه شيعيان شما دعوى مىكنند كه از شما علم هيچ چيز از زمين و آسمان پنهان نيست ، حضرت فرمود كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عدد كيلهاى آن را بيان

هامش
( 1 ) بحار الأنوار 43 / 328 .
( 2 ) سورهء بقره / آيهء 154 .
( 3 ) بحار الأنوار 43 / 328 .