تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧

فرمود : امر كرده است تو را رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه اينها را تسليم كنى به فرزند خود محمّد بن على باقر ، پس او را از رسول خدا و از من سلام برسان « 1 » . ايضا به سندهاى معتبر از امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه چون حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را مرگ در رسيد ، فرزند خود حسن را گفت كه : نزديك من بيا تا پنهان بگويم به تو رازى چند را كه حضرت رسول به من پنهان گفت ، و تو را امين گردانم بر چيزى چند كه او مرا بر آنها امين گردانيد ، پس امام حسن نزديك رفت و اسرار الهى را در گوش او خواند « 2 » . شيخ طبرسى و ديگران روايت كرده‌اند كه چون حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به جانب عراق مىرفت ، كتابهاى خود را به‌ام سلمه زوجهء حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سپرد ، چون امام حسن عليه السّلام از عراق مراجعت كرد ، ام سلمه كتابها را تسليم آن حضرت كرد « 3 » . مترجم گويد : احاديث نص بر امامت آن حضرت بسيار است ، و اكثر آنها در مجلّد ثالث كتاب حيات القلوب مذكور است .

و امّا معجزات آن حضرت :

صفّار و قطب راوندى و ديگران از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه امام حسن عليه السّلام در بعضى از سفرها كه به عمره مىرفت ، مردى از فرزندان زبير در خدمت آن حضرت بود و به امامت آن حضرت قائل بود ، پس در بعضى از منازل بر سر آبى فرود آمدند ، نزديك آن آب درختان خرما بود كه از بىآبى خشك شده بودند ، پس براى آن حضرت در زير درختى فرش انداختند ، براى فرزندان زبير در زير درختى ديگر در برابر آن جناب ، پس آن مرد نظر به بالاى درخت افكند گفت : اگر اين درخت خشك نشده بود از ميوهء آن مىخورديم ، حضرت فرمود : خواهش رطب دارى ؟ گفت : بلى ، حضرت دست بسوى آسمان بلند كرد دعائى كرد ، آن مرد نفهميد ، ناگاه آن درخت به اعجاز آن جناب
هامش
( 1 ) اعلام الورى 207 .
( 2 ) اعلام الورى 208 .
( 3 ) اعلام الورى 208 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 417 | العلامة المجلسي