« 1 » يعنى : از زمين خلق كردهام شما را ، و در زمين برمىگردانم شما را ، و از زمين بيرون مىآورم شما را بار ديگر ، پس فرمود : آمد امر خدا ، و راست شد گفتهء رسول خدا . راوى گفت كه : پيشتر شبيب ضربتى حوالهء آن حضرت كرد و بر طاق مسجد آمد ، چون ضربت ابن ملجم به سر مبارك آن حضرت رسيد ، زمين بلرزيد و درياها به موج آمد ، درهاى مسجد به هم خورد . چون حضرت را برداشتند ، رداى مباركش را بر سرش بستند ، حضرت خون سر خود را بر محاسن مباركش كشيد و فرمود : اين آن است كه خدا و رسول مرا وعده داده بودند ، راست گفتند خدا و رسول . پس در آن وقت خروش از ملائكهء آسمانها و زمينها بلند شد ، و باد سياه تندى وزيد كه هوا را تيره كرد ، و جبرئيل در ميان آسمان و زمين صدا زد : به خدا سوگند كه در هم شكست اركان هدايت ، و تاريك شد ستارههاى علم نبوّت ، و بر طرف شد نشانههاى پرهيزكارى ، و گسيخته شد عروة الوثقاى الهى ، و كشته شد پسر عم محمّد مصطفى وصىّ و برگزيدهء مجتبى ، و شهيد شد سيّد اوصياء علىّ مرتضى ، او را شهيد كرد بدبختترين اشقياء . چون ام كلثوم اين صدا را شنيد ، طپانچه بر روى خود زد و گريبان چاك كرد ، فرياد وا أبتاه ، وا عليّاه ، وا محمّداه و وا سيّداه برآورد ، پس حضرت امام حسن و امام حسين عليهما السّلام از خانه بسوى مسجد دويدند ، ديدند كه مردم نوحه و فرياد مىكنند و مىگويند : وا اماماه و وا أمير المؤمنيناه ، به خدا سوگند كه شهيد شد امام عابد مجاهد كه هرگز براى بت سجده نكرده بود ، و شبيهترين مردم بود به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . چون آن دو مظلوم داخل مسجد شدند ، فرياد وا أبتاه و وا عليّاه برآوردند مىگفتند : كاش ما را مرگ درمىيافت و اين روز را نمىديديم . چون به نزديك محراب آمدند ، پدر بزرگوار خود را ديدند در ميان محراب افتاده است ، و ابو جعده با جماعتى مىخواهند او را برخيزانند كه با مردم نماز كند ، نمىتواند . پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام امام حسن عليه السّلام
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 342
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٤٢
مىريزد و اين آيه را مىخواند :
« مِنْها خَلَقْناكُم وَ فِيها نُعِيدُكُم وَ مِنْها نُخْرِجُكُم تارَةً أُخْرى »
هامش
( 1 ) سورهء طه / آيهء 55 .