تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧

آن جناب در آن شب مقدّر شده بود ، و تقدير خدا البتّه جارى مىشد « 1 » . مؤلّف گويد كه : اينها از اسرار قضا و قدر است ، و تفكّر در اينها موجب لغزش است ، و تكاليف انبياء و اوصياء مانند تكاليف ديگران نيست ، مجملًا مىبايد دانست كه آنچه ايشان مىكنند موافق شريعت و عين صلاح و حكمت است ، در مقام تسليم و انقياد مىبايد بود . در بعضى از كتب معتبره روايت كرده‌اند كه‌ام كلثوم گفت : در شب نوزدهم ماه مبارك رمضان براى افطار حضرت امير المؤمنين عليه السّلام طبقى نزد او گذاشتم ، دو قرص نان جو در آن بود ، و كاسه‌اى از شير نزد آن حضرت آوردم ، و نمك سابيده حاضر كردم . چون حضرت از نماز فارغ شد ، به آن طعام نظر كرد گريست و فرمود : اى دختر ! دو نان خورش براى من در يك طبق حاضر كرده‌اى ؟ مگر نمىدانى كه من متابعت برادر و پسر عم خود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىكنم ، تا از دنيا رفت دو طعام از براى او حاضر نكردند . اى دختر ! هر كه خوردنى و آشاميدنى و پوشش او نيكوست در دنيا ، ايستادن او در روز قيامت نزد حق تعالى بيشتر است ، اى دختر در حلال دنيا حساب است و در حرام او عذاب . و خبر داد مرا حبيب من رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه جبرئيل از براى او كليدهاى زمين را آورد و گفت : يا محمّد خداوند تو را سلام مىرساند و مىفرمايد كه : اگر خواهى تمام كوههاى تهامه را براى تو طلا مىكنم و به راه مىاندازم ، بگير اينها را كه كليد گنجهاى زمين است و از ثواب آخرت تو چيزى كم نمىشود ، حضرت فرمود : بعد از آن چه خواهد بود ؟ گفت : مرگ ، آن جناب فرمود : هرگاه چنين است ، مرا به دنيا احتياج نيست ، بگذار مرا كه روزى گرسنه باشم و يك روز سير ، تا آنكه در روزى كه گرسنه باشم دعا كنم پروردگار خود را و از او سؤال كنم ، و در روزى كه سير باشم حمد گويم پروردگار خود را ، پس جبرئيل گفت : توفيق هر چيزى يافته‌اى اى محمّد . فرمود : اى دختر اين دنيا خانهء فريب است و خانهء مذلّت و خوارى است ، هر كه چيزى به آخرت پيش مىفرستد به او مىرسد . اى دختر ! به خدا سوگند كه نمىخورم چيزى تا يكى از نان خورشها را بردارى ، پس

هامش
( 1 ) كافى 1 / 259 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 337 | العلامة المجلسي