است و سپرى است براى اهل خود از آتش جهنّم ، پيوسته با نفس خود در حذر باش و از شرّ دشمن خود اجتناب كن ، و بر تو باد به مجالسى كه ياد خدا در آن مىشود ، و دعا در درگاه خدا بسيار بكن . اينها وصيّتهاى من است . اى فرزند در نصيحت و خيرخواهى تو تقصير نكردم ، اينك هنگام جدائى من است از تو . و تو را وصيّت مىكنم كه با برادر خود محمّد نيكو سلوك كنى ، به درستى كه او جفت توست و فرزند پدر توست و مىدانى كه من او را دوست مىدارم ؛ امّا برادرت حسين پس با تو از يك مادر و پدر است ، و تو را در باب او احتياج به وصيّت نيست ، و خدا خليفهء من است بر شما ، از او سؤال مىنمايم كه احوال شما را به اصلاح آورد و شرّ طاغيان و ظالمان را از شما دور گرداند ، صبر نمائيد تا امر خدا نازل شود به فرح شما ، و حولى و قوّتى نيست مگر به خداوند علىّ عظيم « 1 » . شيخ مفيد و ساير محدّثان خاصّه و عامّه روايت كردهاند كه : حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در حوالى شهادت خود فرمود كه : در خواب ديدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را و به آن حضرت شكايت كردم آنچه را از اين امّت به من رسيد از ظلم و ستم ، گريستم ؛ حضرت فرمود : يا على گريه مكن و نظر كن به جانب خود ، چون نظر كردم دو كس را ديدم كه در زنجير كشيده بودند ، سرهاى ايشان را به سنگ مىكوبيدند ، پس روز ديگر آن حضرت ضربت خورد ، معلوم است كه آن دو كس أبو بكر و عمر بودند « 2 » ، و اساس ظلم و جور را بر اهل بيت رسالت ايشان گذاشتند . و به سند ديگر روايت كردهاند از ام موسى كه خدمتكار حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بود ، گفت : روزى از آن حضرت شنيدم كه با دختر خود ام كلثوم مىگفت : اى دختر اندك زمانى من بعد از اين با شما خواهم بود ، ام كلثوم فرياد برآورد كه : اى پدر بزرگوار اين چه خبر وحشت اثر است كه به ما مىدهى ، حضرت فرمود : امشب حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را در خواب ديدم كه به دست مبارك خود غبار از روى من پاك مىكرد و مىگفت : يا على بر تو
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 334
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٣٤
هامش
( 1 ) امالى شيخ مفيد 220 ؛ امالى شيخ طوسى 7 .
( 2 ) امالى شيخ مفيد 15 .