تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤

رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با امير المؤمنين عليه السّلام گفت : يا على ! حق تعالى عرض كرد محبّت ما را بر آسمانها و زمين ، پس اوّل مكانى كه از آسمانها اجابت كرد آسمان هفتم بود ، حق تعالى او را زينت داد به عرش و كرسى ؛ بعد از آن آسمان چهارم اجابت نمود ، او را زينت بخشيد به بيت المعمور ؛ پس آسمان اوّل اجابت نمود ، آن را به ستاره‌ها مزيّن گردانيد ؛ پس زمين حجاز اجابت نمود ، آن را به خانهء كعبه مزيّن گردانيد ؛ پس زمين شام اجابت كرد ، آن را به بيت المقدس زينت داد ؛ پس زمين مدينه اجابت نمود ، آن را به قبر من مشرّف گردانيد ؛ پس زمين كوفه اجابت كرد ، آن را به قبر تو شرف داد يا على . پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام گفت : يا رسول اللّه آيا من در كوفهء عراق مدفون خواهم شد ؟ فرمود : بلى يا على ، شهيد خواهى شد در بيرون كوفه و مدفون خواهى گرديد در ما بين غريّين در ما بين تل‌هاى سفيد ، تو را خواهد كشت بدبخت‌ترين اين امّت عبد الرّحمن بن ملجم ، پس سوگند ياد مىكنم به حق آن خداوندى كه مرا به پيغمبرى فرستاده است كه پى كنندهء ناقهء صالح نزد حق تعالى گناهش از او بيشتر نيست . يا على صد هزار شمشير از عراق تو را يارى خواهند كرد « 1 » . در كتاب كنز الفوائد روايت كرده است كه : روزى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به سجده رفت و صداى آن حضرت به گريه بلند شد ، چون سر از سجده برداشت اصحاب آن حضرت گفتند : يا امير المؤمنين دلهاى ما را به درد آورد گريهء تو و ما را اندوهناك گردانيد ، تا حال چنين گريه‌اى از تو مشاهده نكرده بوديم ، آيا سبب آن چه بود ؟ حضرت فرمود : در سجده بودم و دعاى خيرات را مىخواندم ، ناگاه مرا خواب ربود ، خواب هولناكى ديدم ، در خواب ديدم حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزد من ايستاده است و مىگويد : اى ابو الحسن غيبت تو از ما به طول انجاميد ، مشتاق لقاى تو گرديده‌ايم ، آنچه حق تعالى مرا در باب تو وعده داده بود به همهء آنها وفا نمودى ، گفتم : يا رسول اللّه آنچه براى من به تو عطا كرده است كدام است ؟ فرمود : جاى تو را و جاى زوجهء تو و فرزندان بزرگوار تو و ساير امامان از فرزندان تو در اعلا علّيّين مقرّر ساخته است ، و درجهء شما را از جميع ملائكهء مقرّبين

هامش
( 1 ) فرحة الغري 27 .