تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢

است كه انكار پيغمبرى من كرده . يا على تو وصىّ منى و پدر فرزندان منى و شوهر دختر منى و خليفهء منى در امّت من در حال حيات و بعد از وفات من ، امر تو امر من است و نهى تو نهى من است ، سوگند ياد مىكنم به خداوندى كه مرا به پيغمبرى فرستاده است و مرا بهترين خلايق گردانيده است ، كه تو حجّت خدائى بر جميع خلق ، و امين خدائى بر اسرار او ، و خليفهء خدائى بر بندگان او « 1 » . ابن بابويه به سند معتبر از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : مردى از علماى يهود خدمت على عليه السّلام آمد و از مسأله‌اى چند سؤال نمود ، از جمله پرسيد : وصىّ پيغمبر شما بعد از او چند سال خواهد زيست ؟ فرمود : سى سال ، گفت : بگو در آخر خواهد مرد يا كشته خواهد شد ؟ فرمود : بلكه كشته خواهد شد ، و ضربتى بر سر او خواهند زد كه ريش او از خون او خضاب شود ، يهودى گفت : به خدا سوگند راست گفتى ، من چنين خوانده‌ام در كتابى كه موسى املاء كرده است و هارون نوشته است « 2 » . شيخ طوسى به سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السّلام روايت كرده است كه : روزى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بر منبر فرمود : اى گروه مردم ! حق بر باطل غالب گرديد و به زودى برخواهد گشت و باطل بر حق غالب خواهد شد ، پس فرمود : كجاست بدبخت‌ترين امّت كه ضربتى بر سر من زند و محاسنم را از آن رنگين كند « 3 » . به روايت ديگر : دست خود را بر ريش خود كشيد فرمود : چه مانع شده است شقىترين اين امّت را كه اين ريش را از بالاتر آن رنگين كند « 4 » . ابن بابويه به سند معتبر روايت كرده است كه : مردى از علماى يهود به خدمت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام آمد در هنگامى كه آن حضرت از قتال خوارج نهروان مراجعت نموده بود ، پرسيد كه : يا على توئى وصىّ پيغمبر آخر الزّمان ؟ فرمود : بلى ، يهودى گفت : بر وصىّ هر پيغمبرى هفت بليّه و امتحان وارد مىشود در حيات پيغمبر ، و هفت بليّه بعد از

هامش
( 1 ) عيون أخبار الرضا 1 / 265 ؛ امالى شيخ صدوق 84 .
( 2 ) عيون أخبار الرضا 1 / 57 .
( 3 ) امالى شيخ طوسى 364 .
( 4 ) امالى شيخ طوسى 267 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 312 | العلامة المجلسي