تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
وحدانيّت خدا و رسالت من شهادت داد ، پس رو به من آورد گفت : السّلام عليك يا رسول اللّه ، پس گفت : يا رسول اللّه رخصت مىفرمائى كه بخوانم ؟ گفتم : بخوان ، پس به حق آن خداوندى كه جان محمّد در قبضهء قدرت اوست ، شروع كرد صحف آدم را كه شيث وصىّ او به آنها قيام نمود از اوّل تا آخر به نحوى تلاوت نمود كه اگر شيث حاضر مىبود مىگفت : از من بهتر مىداند ، پس صحف نوح و صحف ابراهيم را تلاوت نمود ، و تورات موسى را چنان خواند كه اگر موسى حاضر مىبود اقرار مىنمود كه او از من بهتر حفظ نموده است ، پس انجيل را تلاوت نمود كه اگر عيسى حاضر مىبود اقرار مىنمود كه از من بهتر مىداند ، پس قرآنى كه بر من نازل شده تلاوت نمود بىآنكه از من بشنود ، پس من به او سخن گفتم و او با من سخن گفت به روشى كه پيغمبران و اوصياى ايشان با يكديگر سخن گويند ، پس به حالت طفوليّت خود مراجعت نمود ، و چنين خواهد بود حال يازده امام از فرزندان او . پس چرا اندوهناك مىباشيد از گفته‌هاى اهل شك و شرك ، چون شما صاحب يقينيد چه پروا داريد از گفته‌هاى باطل ايشان ، مگر نمىدانيد كه من بهترين پيغمبرانم و وصىّ من ، بهترين اوصياى ايشان است ، به درستى كه پدرم حضرت آدم چون ديد كه به ساق عرش به نور نوشته است نام من و نام على و فاطمه و حسن و حسين و امامان از ذريّت حسين عليهم السّلام را گفت : الهى و سيّدى آيا خلقى آفريده‌اى كه از من گرامىتر باشد نزد تو ؟ حق تعالى ندا كرد او را : اى آدم اگر صاحبان اين نامها نبودند ، هرآينه خلق نمىكردم آسمان را و نه زمين را ، و نه ملك مقرّبى را و نه پيغمبر مرسلى را و نه تو را اى آدم . پس حضرت آدم ترك اولى از او صادر شد ، سؤال كرد از خدا كه به حق ما كه قبول نمايد توبهء او را و خطاى او را بيامرزد . و به بركت ما حق تعالى توبهء او را قبول كرد . و مائيم آن كلماتى كه حق تعالى فرموده است كه : آدم تلقّى نمود آنها را از پروردگار خود ، پس حق تعالى خطاب كرد : اى آدم شاد و خرسند باش كه صاحبان نامها از فرزندان تو و ذريّت تواند ، پس آدم حق تعالى را بر اين نعمت عظيم شكر كرد و فخر كرد بر ملائكه به سبب ما ، و اينها همه از فضل خداست بر ما .