تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠

پس سلمان و اصحابش برخاستند و گفتند كه : شكر مىكنيم خدا را كه مائيم رستگاران ، حضرت فرمود : بلى چنين است شمائيد رستگاران ، و بهشت از براى ما و شما آفريده شده است ، و جهنّم از براى دشمنان ما و دشمنان شما آفريده شده است « 1 » . در روضة الواعظين به سند معتبر از علىّ بن الحسين عليهما السّلام روايت كرده است كه : روزى فاطمهء بنت اسد در دور كعبه طواف مىكرد در وقتى كه به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام حامله بود ، ناگاه در اثناى طواف او را درد زائيدن گرفت ، پس به قدرت الهى كعبه شكافته شد و فاطمه داخل كعبه شد ، امير المؤمنين در آن مكان مكرّم طاهر و مطهّر از او متولّد گرديد « 2 » . و اين را به طريق ديگر ابن بابويه از حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام روايت كرده است كه : روزى ابو طالب به مسجد الحرام درآمد غمگين بود ، ناگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به مسجد درآمد از او سؤال كرد : سبب اندوه تو چيست ؟ گفت : اى عم ! فاطمه را درد زائيدن مضطرب كرده است ، پس حضرت دست ابو طالب را گرفت به نزد فاطمه آمد و فاطمه را برداشت به نزد كعبهء معظّمه آورد ، او را در ميان كعبه داخل كرد و گفت : بنشين به نام خدا كه آن فرزند مكرّم در اين مكان محترم مىبايد متولّد شود . پس على بن أبي طالب عليه السّلام از او متولّد شد پاك و پاكيزه كه به هيچ كثافتى آلوده نبود ، و ناف بريده و ختنه كرده به زمين آمد ، و رويش مانند آفتاب مىدرخشيد . پس ابو طالب او را على نام كرد ، و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را به دوش مبارك خود گرفت و به خانه آورد « 3 » .

هامش
( 1 ) روضة الواعظين 82 .
( 2 ) روضة الواعظين 81 .
( 3 ) بحار الأنوار 35 / 30 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 310 | العلامة المجلسي