زياد آمده است تصدّق مىكنم بر فقراى مدينه . پس جامه و نعلين پوشيد و متوجّه خدمت حضرت رسول شد ، پس بار ديگر جبرئيل نازل شد و گفت : يا محمّد حق تعالى تو را سلام مىرساند و مىفرمايد : بگو به على كه بهشت را به تو عطا كردم براى آزاد كردن جاريه از براى خشنودى فاطمه ، و اختيار جهنّم را به تو دادم براى چهارصد درهم كه تصدّق كردى ، پس داخل بهشت كن هر كه را خواهى به رحمت من ، و هر كه را خواهى از جهنّم بيرون آور به عفو من ، پس در آن وقت حضرت امير عليه السّلام فرمود : منم قسمت كنندهء ميان بهشت و دوزخ « 1 » . مؤلّف گويد : در كارهاى بزرگان دين و مقرّبان درگاه رب العالمين تفكّر نمىبايد نمود ، و هر چه از ايشان رسيد در مقام تسليم و انقياد مىبايد بود ، بسا باشد كه اين معارضهها به حسب ظاهر قسمى نمايد ، و در واقع مشتمل بر مصلحتهاى نامتناهى باشد و مىتواند بود كه براى آن باشد كه جلالت ايشان بر ديگران ظاهر مىگردد .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 231
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣١
هامش
( 1 ) علل الشرايع 163 .