و اين است آن وحشتى كه خدا ميفرمايد
وَ لَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا
. . . اين مطلب را ثعلبى هم در تفسير خود آورده است .
و هم ناقلان آثار شيعه در روايات مربوط بمهدى عليه السّلام از امام جعفر صادق و امام محمد باقر مانند اين را نقل كرده و گفتهاند : دشمنان خدا در آن موقع : روز قيامت يا هنگام ترس و وحشت ، يا موقع فرو رفتن در « بيداء » ميگويند : ما ايمان آورديم و از كجا مىتوانند از اين ايمان برخوردار گردند
قالُوا آمَنَّا بِهِ وَ أَنَّى لَهُمُ التَّناوُشُ
يعنى : ايمانى كه از روى ناچارى است چه سودى به حال آنها دارد ؟ خدا در اين آيه بيان فرموده كه آنها به اين ايمان نائل نميشوند ، چنان كه هيچ كس نميتواند چيزى را از دست كسى كه از وى دور است بگيرد .
و هم در تفسير على بن ابراهيم است كه ابو حمزه گفت : از امام محمد باقر عليه السّلام پرسيدم معنى
وَ أَنَّى لَهُمُ التَّناوُشُ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ
چيست ؟ فرمود : يعنى آنها مهدى را موقعى ميطلبند كه او را نخواهند ديد . مهدى در دسترس آنها بود . اگر بسوى وى ميرفتند او را ميديدند .
مؤلف : « او را نخواهند ديد » يعنى بعد از سقوط تكليف و آشكار شدن آثار قيامت ، يا بعد از مردن ، و يا بهنگام فرو رفتن در زمين « بيداء » معنى اخير از لحاظ روايت مناسبتر است .
كراجكى در « كنز الفوائد » از ابو خالد كابلى از امام محمد باقر عليه السّلام روايت نموده كه فرمود : وقتى قائم ظهور مىكند همه جا را سير نموده تا به « مر » « 1 » ميرسد در آنجا بوى ميگويند حاكمى كه ( در مكه ) معين كرده بودى كشته شد ، قائم از آنجا به مكه برميگردد و با آنها دعوا مىكند و بيش از اين كارى نميكند . سپس به راه مىافتد و مردم را دعوت بدين خدا مينمايد تا آنكه به « بيداء » ميرسد ، در آنجا لشكر سفيانى قصد او ميكنند ولى خداوند به زمين فرمان ميدهد از زير پاى آنها فرو رود و آنها را
هامش
( 1 ) مر - بضم ميم و تشديد راء بر وزن « در » قسمتى از زمين نجد از بلاد مهره واقع در منتهاى كشور يمن است و مر الظهران محلى واقع در يك منزلى شهر مكه است ( مراصد ) .