موقع برانگيخته شدن از گور است يا مقصود روز جنگ بدر مىباشد . جواب « لو » هم حذف شده . يعنى در آن وقت كار رسوائى خواهى ديد . « فلافوت » يعنى خداوند به آنها مهلت نميدهد كه بگريزند يا به جائى پناه برند
وَ « أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ
» يعنى از زمين ، به زير زمين ميروند ، يا اينكه از صحراى قيامت بدوزخ مىافتند ، و يا اينكه از بيابان بدر ، بچاهى ( كه مشركان را در آن ريختند ) ريخته ميشوند .
( و بقيه آيه كه ميگويد ) :
وَ قالُوا آمَنَّا بِهِ وَ أَنَّى لَهُمُ التَّناوُشُ
يعنى : در آن وقت آنها گفتند ايمان آورديم ، ولى كى آنها مىتوانند ايمان بياورند . به اين معنى است كه از كجا آنها مىتوانند به آسانى ايمان آورند ( پايان كلام بيضاوى ) زمخشرى « 1 » « در كشاف » در تفسير اين آيه از ابن عباس روايت نموده كه :
هامش
( 1 ) ابو القاسم محمود بن عمر بن محمد خوارزمى معروف به « زمخشرى » از فحول علماى اهل تسنن و مشاهير مفسرين آنهاست « زمخشر » بر وزن « زبرجد » از دهات خوارزم است .
چون مجاور مكهء معظمه بود « جار اللَّه » نيز خوانده مىشود .
زمخشرى در فن ادبيات عرب و بلاغت استاد بود . بهترين اثر او تفسير مشهور « كشاف » است كه سرشار از تحقيقات دقيق و تدقيقات عميق و نكات و لطائف ادبى است .
زمخشرى با امين الدين طبرسى و ابو الفتوح رازى دو تن از دانشمندان بنام و مفسرين معروف شيعه همعصر بوده است .
وقتى طبرسى از تأليف تفسير « مجمع البيان » خود فارغ گشت و از تأليف كشاف اطلاع يافت تفسير « جامع الجوامع » خود را كه جمع بين زبدهء مطالب مجمع البيان و لطائف كشاف است نوشت چنان كه خود در مقدمهء آن كتاب تصريح نموده است . زمخشرى هنگام مراجعت از مكه در جرجانيهء خوارزم بسال 538 وفات يافت .
زمخشرى گذشته از كشاف تأليفات ذى قيمت ديگرى هم دارد مانند : اساس البلاغه ، انموزج ، اطواق الذهب ، الفائق ، اعجب العجب در شرح لاميهء عرب ؛ و ربيع الابرار .
وى در آثار خود روايات بسيارى در منقبت اهل بيت ( ع ) نقل كرد . از جمله از پيغمبر روايت نموده كه فرمود : فاطمه ميوهء دل من و دو فرزند او ميوهء قلب من و شوهر او نور چشم من و ساير امامان اولاد او امين خداى من و ريسمانى هستند كه خداوند ميان خود و بندگانش قرار داده . هر كس چنگ به آنها زند نجات مييابد و اگر دورى گزيند به هلاكت مىرسد .