تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 958

مساهمون:

ص٩٥٨
ابو سفيان دو خانواده هستيم كه در بارهء خدا با هم كشمكش داريم ما ميگوئيم : خدا راست گفته ولى آنها ميگويند : خدا دروغ گفته است ابو سفيان با پيغمبر و معاويه با على بن ابى طالب و يزيد با حسين بن على به نزاع و جنگ برخاستند و سفيانى هم با قائم ما ميجنگد . صفار در بصائر الدرجات از شعيب بن غزوان روايت مىكند كه راوى گفت : مردى از اهل بلخ به خدمت حضرت امام محمد عليه السّلام باقر رسيد . حضرت بوى فرمود : اى مرد خراسانى فلان بيابان را ميشناسى ؟ گفت : آرى . فرمود : آيا شكافى به اين اوصاف را در آن بيابان سراغ دارى ؟ گفت : آرى فرمود : دجال از آنجا بيرون مىآيد . راوى گفت : آنگاه مردى از اهل يمن به خدمت حضرت رسيد . حضرت فرمود : اى مرد يمنى ! آيا دره‌اى با اين علائم در يمن سراغ دارى ؟ گفت : آرى . فرمود : آيا درختى به اين اوصاف در آن دره سراغ دارى ؟ گفت : آرى . فرمود : آن صخره را كه در زير درخت است ميشناسى ؟ گفت : آرى فرمود : اين همان صخره بود كه الواح موسى را حفظ كرد تا بمحمد صلّى اللَّه عليه و آله رسيد . و هم شيخ صدوق در كتاب « ثواب الاعمال » از سكونى از حضرت صادق روايت مىكند كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : زمانى براى امت من پيش مىآيد كه باطنشان پليد و ظاهرشان بواسطهء طمع به دنيا نيكو خواهد بود . آنها در آن زمان آنچه را نزد خداست نميخواهند و كارشان از روى ريا است و ترسى از خداوند ندارند ، در آن هنگام خداوند آنها را بعذابى مبتلا سازد كه هر چه دعاى غريق بخوانند ، دعاشان مستجاب نشود .

مسلمانان آخر الزمان

نيز صدوق در « ثواب الاعمال » بسند مزبور از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند كه : پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : زمانى بر اين امت خواهد آمد كه از قرآن جز رسم و از اسلام جز اسم نماند ، آنها خود را مسلمان مينامند ، در حالى كه از هر كس باسلام
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 958 | العلامة المجلسي / على دوانى