كرده بود . مردم كرخ هم خمس مال خود را مىپرداختند و هيچ يك از شيعيان در اين خصوص ترديد نداشتند . ابو دلف هم اين معنى را اعتراف ميكرد و به آن افتخار مينمود . او بعدها كه منحرف شد ميگفت : آقاى من شيخ صالح ( ابو بكر بغدادى ) مرا از مذهب ابو جعفر كرخى ( محمد بن عثمان ) بمذهب خود يعنى مذهب ابو بكر بغدادى منتقل نمود .
سپس شيخ ميگويد : جنون ابو دلف و حكايات فساد مذهب وى بيش از اين است كه شماره شود . به همين جهت ما در اينجا بذكر آن اطاله كلام نميدهيم .
ما قسمتى از اخبار سفراء و دربانان امام زمان عليه السّلام را در زمان غيبت از اين جهت ذكر نموديم كه صحت و ثبوت آن مبنى بر ثبوت امامت حضرت صاحب الزمان عليه السّلام است .
پس ثبوت وكالت آنها و ظهور بعضى از معجزات امام بدست آنها دليلى واضح بر اثبات امامت آن حضرت است . به همين جهت هم ما آنها را نقل كرديم . پس كسى را نميرسد كه بگويد : ذكر اخبار سفراء در بخشى كه مربوط به غيبت است ، چه فائده دارد .
زيرا بعد از بيان فائده آن ، اين اعتراض منتفى مىشود ( پايان كلام شيخ الطائفه در كتاب غيبت ) .
قطب الدين راوندى در كتاب « خرايج » ميگويد : علماى ما روايت كردهاند كه ابو محمد حسن شريعى نخست از اصحاب امام على النقى بود و بعد از آن حضرت از اصحاب امام حسن عسكرى عليهما السلام بشمار آمد .
او نخستين كسى است كه مدعى مقامى شد كه خداوند از جانب امام زمان براى او قرار نداده بود . او بر خدا و حجتهاى خدا دروغ بست ، و چيزهائى بائمه نسبت داد كه شايستهء مقام آنها نبود و از آن بيزارى ميجستند سپس اقوال كفر آميز و الحاد از وى سر زد .
همچنين محمد بن نصير نميرى هم نخست از اصحاب امام حسن عسكرى عليه السّلام بود . چون آن حضرت وفات كرد مدعى نيابت امام زمان عليه السّلام شد . خداوند هم او را به علت الحاد و غلو و عقيدهء بتناسخ كه از او بظهور رسيد ، رسوا گردانيد . و هم او
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 717
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧١٧