من گفتم : بنا بر اين بايد منصور خليفهء عباسى از امام موسى كاظم عليه السّلام افضل باشد ؟ ! گفت : چطور ؟ گفتم : براى اينكه امام جعفر صادق عليه السّلام در وصيت خود نام منصور را پيش از نام امام موسى كاظم عليه السّلام برده است ( از روى تقيه و بخاطر مصلحتى ) .
گفت : نسبت به آقاى ما تعصب و دشمنى ميورزى ؟ ! گفتم : نه تنها من بلكه جز تو همهء مردم دشمن ابو بكر بغدادى هستند نزديك بود كه بر سر اين موضوع گريبان يك ديگر را گرفته دعوا كنيم . قلت دانش و نامردى ابو بكر بغدادى و جنون ابو دلف بيش از اينست كه بتوان شمرد . ما هم كتاب خود را به آن مشغول نميداريم ابن نوح قسمتى از آن را نقل كرده است .
نيز ابو محمد هارون بن موسى تلعكبرى از ابو القاسم حسين بن عبد الرحيم « ابرارورى » روايت نموده كه گفت : پدرم عبد الرحيم مرا نزد ابو جعفر محمد بن عثمان عمرى رضى اللَّه عنه براى كارى كه مربوط به من و خودش بود فرستاد . پس بخدمتش رسيدم ديدم جمعى از شيعيان هم حضور دارند و در بارهء بعضى از روايات و گفتار ائمه مذاكره مىكنند . تا اينكه ابو بكر محمد بن احمد بن عثمان معروف به ابو بكر بغدادى ، برادرزادهء ابو جعفر محمد بن عثمان رضى اللَّه عنه آمد . وقتى محمد بن عثمان او را ديد ، بحضار گفت : چيزى نگوئيد كه اين شخص كه مىآيد از جمع شما نيست ! گويند : ابو بكر بغدادى در بصره وكيل يزيدى بود مدتى در آن سمت ماند و اموال بسيارى بچنگ آورد . آنگاه شكايت او را نزد يزيدى بردند يزيدى هم او را گرفت و اموالش را مصادره كرد و ضرباتى چند بر سرش كوفت كه چشمش آب آورد و با حالت كورى درگذشت .
ابو نصر هبة اللَّه بن محمد بن احمد كاتب دخترزادهام كلثوم دختر محمد بن عثمان رضى اللَّه عنه گفت : ابو دلف محمد بن مظفر كاتب قبلا كارش جمع آورى خمس اموال شيعيان بود . زيرا وى در ميان شيعيان كرخ تربيت شده و شاگردى آنها را
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 716
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧١٦