شد . و به خدا دروغ و بهتان بست و گناه بزرگى نمود . آنها كه از خداوند برگشتند سخت گمراه و از رحمت خدا دور شدهاند و زيانى بس آشكار بردند .
ما از طرف خدا و پيغمبر از او بيزارى جسته و او را لعنت ميكنيم : در ظاهر و باطن و پنهان و آشكار و در هر وقت و هر حال و بر كسى كه از وى پيروى و تبعيت كند و بعد از صدور اين توقيع ما ، باز در دوستى او ثابت بماند ، لعنتهاى خدا باد و مردم را از اين موضوع مطلع گردان » صيمرى گفت : بعد نوشته بود : « خدا شما را دوست بدارد » و ابن ذكا گفت نوشته بود : « خداوند شما را سرافراز گرداند من نظر خود را از وى باز ميدارم » و ابن داود گفت نوشته بود : « بدان كه ما ديگر از تلطف بوى ، خوددارى ميكنيم » هارون بن موسى تلعكبرى گفت : نوشته بود « بمردم اطلاع بده كه ما از دوستى وى خوددارى نموده از او دورى مىجوئيم » .
ابن داود و تلعكبرى و ابن ذكا و صيمرى گفتهاند : « بعد نوشته بود و از امثال او از كسانى كه قبلا از آنها بيزارى نموديم » و همه گفتهاند : بعد نوشته بود « مانند شريعى و نميرى و هلالى و بلالى و غيرهم » و در پايان توقيع نوشته بود : « قبل از وى ( شلمغانى ) و بعد از او ما عادت خدا را نيكو دانسته و ميدانيم و به او اعتماد ميكنيم و از وى يارى مىجوئيم و در همهء امور ، او براى ما كافى است و نگهدار خوبى است » .
تلعكبرى گفت : ابو على اين توقيع را گرفت و تمام شيوخ و رؤساى شيعه را دعوت كرد و براى آنها خواند و سپس از روى آن نسخهها نوشته و بشهرها فرستادند تا آنكه در ميان طايفه شيعه شهرت يافت و همه بالاتفاق او را لعن كردند و از وى دورى جستند قتل شلمغانى در سال 323 هجرى روى داد .
ابو بكر بغدادى - ابو دلف مجنون
شيخ مفيد ( ره ) از ابو الحسن على بن بلال مهلبى نقل كرد كه گفت : شنيدم ابو القاسم جعفر بن محمد بن قولويه قمى ميگفت : خداوند ابو دلف كاتب را نگاه ندارد ، ما او را شخص ملحدى ميشناختيم ، سپس اظهار غلو نمود آنگاه ديوانه و بعد از