تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
از اهل آبه « 1 » زوجهء محمد بن عبديل آبى ، سيصد دينار سهم امام داشت . آن را نزد عموى من جعفر بن محمد بن متيل آورد و گفت ميخواهم كه اين مال را از دست من گرفته بدست ابو القاسم حسين بن روح ( ره ) بسپارى . سپس عمويم مرا با آن زن نزد حسين بن روح فرستاد تا درخواست او را براى وى ترجمه كنم . چون به خدمت حسين بن روح رسيديم ، با زبان فصيح اهل آبه با زن سخن گفت و پرسيد « چونا ، چونا ، بدا كوليه چونسته ؟ » يعنى چطورى و قبلا در چه حالى بودى و از بچه‌هايت چه خبر دارى ؟ چون من ديدم حسين بن روح به زبان آن زن آشنائى كامل دارد دينارها را به او سپرده برگشتم ؛ و از ترجمه خود - دارى كردم . در غيبت شيخ مانند اين روايت را از جماعتى از علما از صدوق نيز روايت كرده است .

جعفر بن محمد بن متيل

و نيز در كمال الدين از محمد بن على بن متيل روايت مىكند كه عمويم جعفر بن محمد بن متيل گفت : ابو جعفر محمد بن عثمان عمرى مرا خواست و چند طاقهء پارچه و كيسه‌اى كه مبلغى درهم در آن بود بيرون آورد و گفت : لازم است كه همين موقع به روى به واسط « 2 » و آنچه به تو مىدهم به كسى كه قبل از همه موقع سوار شدن بر مركب و رفتن به طرف شط تو را ملاقات مىكند بدهى . من ازين جهت سخت غمگين شدم و پيش خود گفتم آيا كسى مانند من براى اين كار اعزام مىشود كه اين اموال ناچيز را ببرد ؟ .
هامش
( 1 ) در صفحه 605 گذشت . ( 2 ) واسط - نام چندين موضع در عراق و حجاز و سوريه و ايران بوده - در اينجا منظور واسط عراق شهرى واقع در ميان راه كوفه و بصره بوده كه حجاج بن يوسف ثقفى آن را تعمير كرد و به همين جهت « واسط حجاج » هم ميگويند واسط چون درست در وسط بصره و كوفه بود با هر يك از اين دو شهر پنجاه فرسخ فاصله داشته است . ( مراصد )