تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣
در همين خصوص آمد . خدا لعنت كند كسى را كه حقوق اولياء خدا را انكار مىكند و مردم را بجان هم مياندازد . و الحمد للَّه كثيرا . مؤلف : كلينى در كافى اين توقيع را از خود ابو طاهر بلالى روايت كرده است . نيز صدوق در كمال الدين آورده است كه : على بن محمد صيمرى نامه‌اى خدمت آن حضرت نوشت و درخواست كفنى نمود . جواب آمد كه تو در سال 80 يا 81 بدان احتياج پيدا خواهى كرد ، او هم در همان سال وفات يافت و كفنش يك ماه قبل از مرگش به او رسيد !

محمد بن على اسود

و نيز در كتاب مزبور است كه : محمد بن على اسود رضى اللَّه عنه گفت : سالى از سالها زنى پارچه‌اى به من داد و گفت آن را به عثمان بن سعيد ( نائب اول حضرت ) برسان . من آن را با پارچه‌هاى بسيارى ديگر با خود آوردم ، چون به بغداد رسيدم عثمان بن سعيد دستور داد كه همهء آن را به محمد بن عباس قمى بدهم ، من هم تمام آنها را غير از پارچه آن زن بوى سپردم . پس از آن عثمان بن سعيد پيام فرستاد كه پارچهء پيرزن را نيز بوى تسليم كن در آن موقع به ياد آوردم كه زنى هم پارچه‌اى از مال امام به من داده است . چندان كه آن را جستجو نمودم نيافتم ، عثمان بن سعيد به من فرمود : غمگين مباش كه عنقريب پيدا ميكنى سپس آن را پيدا كردم ، در صورتى كه صورت آنچه با من بود نزد عثمان ابن سعيد نبود .

شيخ صدوق محمد بن بابويه

همچنين در كمال الدين از محمد بن على اسود رضى اللَّه عنه نقل كرده كه گفت بعد از رحلت محمد بن عثمان على بن حسين بن موسى بن بابويه از من خواست كه از ابو القاسم