تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
كه براى او دعا نفرمايد . در فصل اسامى جواب نامه مرقوم بود : خداوند از آنها قبول فرمايد و به تو و به آنان احسان كند ، ولى براى پسر عمويم دعائى نفرموده بود . همچنين حابسى گفت : چند دينار از عده‌اى از مؤمنين و نيز مبلغى را مردى بنام محمد بن سعيد به من داد كه براى حضرت بفرستم . من هم آنها را فرستادم و پول محمد بن سعيد را عمدا بنام پدرش سعيد فرستادم زيرا خود وى اهل ديانت نبود ، جواب وصول آن بنام « محمد » كه من اسم آن را تغيير داده بودم رسيد . و هم حابسى گفت : در همين سال كه اين علائم از ناحيه مقدسه براى من آشكار گشت ، هزار دينارى را كه ابو جعفر مروزى فرستاده بود ، باتفاق ابو الحسين محمد ابن محمد بن خلف و اسحاق بن جنيد ، براى امام بردم . ابو الحسين خورجين‌ها را به دور برد « 1 » تا سه راس الاغ كرايه كرديم ، چون به قاطول « 2 » رسيديم الاغى نديديم . من به ابو الحسين گفتم اين خورجين‌هاى اموال را بردار و با قافله حركت كن تا من بمانم و الاغى براى اسحاق بن جنيد پيدا كنم تا بر آن سوار شود ، كه وى پير است . سپس الاغى براى او كرايه نمودم و در حير « 3 » سامراء به ابو الحسين ملحق شديم . ميان راه با ابو الحسين صحبت ميكردم و ميگفتم خدا را شكر كن كه اين اموال را در اين راه حمل ميكنى . گفت : من دوست دارم اين كار را هميشه ميكردم موقعى كه به « سامره » رسيديم آنچه با خود داشتيم به وكيل امام تسليم نموديم و او در حضور من آن را گرفت و در دستمالى بست و بوسيلهء غلام سياهى ارسال داشت . چون عصر شد ابو - الحسين بقچه سبكى نزد من آورد .
هامش
( 1 ) دور - بضم دال ، نام هفت موضع سرزمين عراق از نواحى بغداد است . يكى از آنها « دورتكريت » واقع در بين سره و تكريت است ( مراصد ) . ( 2 ) قاطول - اسم نهرى بوده كه هارون الرشيد در محل فعلى شهر سامره بنا كرده بود ( مراصد ) . ( 3 ) حير - بفتح حاء نام قصرى است كه متوكل عباسى در سامره ساخت و بعد از او خراب شد . ( مراصد )