شده بود ، و چنان كه مىگويند از شمشير دشمن خون ميچكيد ! و اين كارها ميان آشنايان و خواص جزء اسرار بود ، آنچه شيعيان نزد محمد بن عثمان مىآوردند طورى بود كه هيچ كس از حمل و نقل و خبر آن اطلاع نمييافت ، و فقط فرستندگان بفرستادهء خود ميگفتند : برو بفلان جا و اين اموال را تسليم كن ، بدون اينكه توضيحى بدهند ، يا نامهاى بوى تسليم كنند ، نكند فرستادگان از ماجرا مطلع گردند ! و نيز در غيبت شيخ از جماعتى از علما و آنها از حسن بن حمزهء علوى از على بن محمد كلينى روايت نموده است كه : گفت : محمد بن زياد صيمرى نامهاى بحضور امام زمان ( ع ) نوشت و از آن حضرت كفنى براى تيمن درخواست كرده بود . در جواب مرقوم بود كه تو در سال ( 81 ) به آن احتياج پيدا خواهى كرد . و او هم در همان وقتى كه معين فرموده بود وفات يافت . حضرت هم يك ماه پيش از مرگش كفن را براى او فرستاد .
در كتاب فرج المهموم با اسناد خود از كتاب « دلائل الامامهء » طبرى شيعى از ابو المفضل شيبانى از كلينى از على بن محمد سيمرى ( نائب سوم امام زمان ) مثل آن را نقل كرده است .
ابو سورهء زيدى
همچنين در غيبت شيخ از گروهى از علماء و آنها از ابو غالب احمد بن محمد زرارى و او از ابو عبد اللَّه محمد بن زيد بن مروان و او از ابو عيسى محمد بن على جعفرى و ابو الحسين محمد بن على بن رقام و آنها از ابو سوره نقل كردهاند كه ابو غالب گفت پسرى از ابو سوره ديدم - ابو سوره يكى از بزرگان « زيديه » و سرشناس بود - او گفت ابو سوره ميگفت : يك روز عرفه به زيارت مرقد منور حضرت ابا عبد اللَّه عليه السّلام رفتم .
چون موقع نماز عشا رسيد ، نماز گزاردم و شروع به خواندن سورهء حمد كردم در آن هنگام جوانى نيكو روى را كه پيراهن تابستانى به تن داشت ، ديدم كه او نيز شروع به خواندن سورهء حمد نمود و پيش از من تمام كرد ، يا اينكه گفت من قبل از او