تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
ولى آنها امتناع ورزيدند و بدين گونه دوباره آتش نفاق ميان ما زبانه كشيد و من هم ناچار از نزد آنها رفتم ، و در غياب من باز دخترى متولد گرديد و از آن تاريخ تا دو سال همچنان به حالت قهر بسر برديم . سپس ببغداد آمدم . در آن موقع رئيس شيعيان كوفه ابو جعفر محمد بن احمد زجوزجى بود كه نسبت به من حكم عمو و پدر داشت . من نزد وى به بغداد رفتم و از وضع خودم و اختلافى كه ميان من و زنم و كسان او بود بوى شكوه نمودم . ابو جعفر گفت : نامه‌اى بحضور امام زمان عليه السّلام بنويس و از حضرتش بخواه كه براى كارت دعا فرمايد . من هم نامه‌اى نوشتم و شرح حالم و آنچه ميان من و دشمنانم گذشته بود و امتناعى كه آنها از سپردن زنم به من نموده بودند ، در آن نگاشتم و آن را برداشته و باتفاق ابو جعفر نزد محمد بن على شلمغانى برديم شلمغانى آن روزها ميان ما شيعيان و حسين بن روح « رضى اللَّه عنه » واسطه بود و حسين بن روح هم آن موقع نائب خاص امام زمان عليه السّلام بود . ما نامه را بوى داديم و خواهش كرديم كه به پيشگاه حضرت تقديم كند . او هم نامه را از من گرفت ولى چند روز جواب آن بتأخير افتاد سپس او را ملاقات نموده و گفتم : تأخير جواب نامه موجب تأثر من شده ولى او گفت : نه ! متأثر مباش كه من تأخير جواب را به نفع تو ميدانم . و با اشاره گفت كه اگر جواب زود بيايد بواسطه حسين بن روح « 1 » است و اگر دير صادر شود بملاحظه‌اى است كه خود صاحب الامر دارد . من هم برگشتم . بعد از اندك مدتى ابو جعفر زجوزجى مرا خواست وقتى نزد وى رفتم برگى از نامه‌اى درآورد و گفت : اين جواب نامه تو است . اگر ميخواهى آن را
هامش
( 1 ) در روايت ديگرى كه شيخ در كتاب غيبت نزديك به همين مضمون نقل مىكند ، نوشته است كه حسين بن روح در آن موقع در زندان مقتدر خليفهء عباسى بوده و كارهاى او را شلمغانى انجام ميداده است . چنان كه در صفحه بعد ميخوانيد ، شلمغانى از موقعيت خود در غياب حسين بن روح سوء استفاده كرد ، و سرانجام از جاده حقيقت منحرف گرديد .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 634 | العلامة المجلسي / على دوانى