تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
تو را در جاى خنكى از بهشت درآورد ، بحالتى مسرور و در جايگاهى مطلوب . ولى با اين وصف سخنان نابغه روان و نرم شد . ( چون موحد بود و بگفتهء خود ايمان داشت و اشعار در خير و خوبى ميگفت ) اگر ابو شمقمق اين بيت ( بيت آخر ) را ميگفت : خوش آيند نبود و ضعيف شمرده ميشد ( زيرا اهل اين حرفها نبود ) . اصمعى ميگويد : روش شعر اينست كه اگر آن را در باب خير به كار برى روان و نرم گردد . نمىبينى كه حسان بن ثابت « 1 » از نظر شعر چه مقامى در جاهليت و اسلام يافت . ولى هنگامى كه اشعار خود را در باب خير مانند مراثى پيغمبر و حمزه و جعفر و غيره گفت ، شعرش روان شد و بر زبان همه جارى گشت ؟

پاسخ سيّد مرتضى بايراد مخالفين

سپس سيد مرتضى رضى اللَّه عنه فرموده است : اگر كسى بپرسد : آنچه را در بارهء عمرهاى طولانى و تطاول آنها نقل كرديد ، چطور ميتواند صحيح باشد با اينكه شما ميدانيد كه بسيارى از اهل تسنن آن را انكار ميكنند و محال ميدانند و ميگويند : قدرت بر اين گونه عمرها نيست و كسى نميتواند اين همه عمرهاى طولانى داشته باشد ؟ . حتى بعضىها انكار خود را يكدرجه تنزل داده و ميگويند : اين گونه عمرهاى طولانى ، اگر چه از نظر قدرت و امكان جايز است ، ولى يقين داريم كه تحقق نيافته . زيرا كه بر خلاف عادت است ، چه وقتى با دليل محكم دانستيم كه كار مخالف عادت فقط بهنگام امتياز حق از باطل و اثبات صدق ادعاى پيغمبران است ( يعنى
هامش
( 1 ) حسان بن ثابت نخست از شعراى جاهليت بود ، سپس اسلام آورد ، و شاعر رسمى محضر پيغمبر اسلام گرديد . و تمام اشعار هجائيه شعراى مشركين را رد ميكرد ، در غدير خم نيز بعد از آنكه پيغمبر اكرم ( ص ) على عليه السلام را بجانشينى خود منصوب داشت ، اشعارى به همان مناسبت گفت ، ولى بيچاره مانند غالب شعراى متملق و نگون بخت ، بعد از پيغمبر ( ص ) از على ( ع ) روى گردانيد و حتى از بيعت با حضرت مانند عبد اللَّه بن عمر و اسامة بن زيد ، سر باز زد !