كه خداوند قديم ، ضد حيات يا ضد لوازم حيات را ايجاد ننمايد ، و تا وقتى كه ساختمان بدن صاحب حيات فرو نريزد ؛ خواهيم گفت حيات شخص ، ممتد و مستمر است و اگر بنا بمذهب كسى كه ميگويد : حيات استمرار ندارد هم ملاحظه كنيم باز نظر ما صحيح است . زيرا خداوند متعال قادر است هر آن حيات و لوازم آن را ايجاد كند ، پس حيات داشتن ميتواند طولانى و مستمر شود .
اما پيرى و زيادى سن و نقص بنيهء انسان كه بواسطهء طول زمان عارض ميگردد چيزى نيست كه حتما بايد پديد آيد ، جز اينكه خداوند عادت را بر اين جارى نموده كه اين امور در امتداد زمان روى دهد . بنا بر اين ، زمان در اين خصوص به هيچ وجه نه تأثير و نه ايجابى دارد . اين هم بايد دانسته شود كه خداوند قادر است آنچه را كه عادت بر آن جارى گشته ، پديد نياورد ( يعنى سالها به انسان عمر دهد بدون اينكه او را پير كند يا در بنيهء وى نقص پديد آورد ) .
چون اين مقدمات ثابت گرديد ، روشن ميگردد كه درازى عمر امرى ممكن است و محال نمىباشد . كسى كه آن را محال ميداند معتقد است كه استمرار حيات شخص زنده بايد از طبيعت و نيروى خود وى باشد ، و اين دو نيز نسبت بماده حدى دارند كه اگر به آن رسيدند منقطع ميگردند ، و بنا بر اين محال است كه دوام داشته باشند ، ولى به نظر ما اگر اينان امتداد آن را نسبت بفاعل مختارى ميدادند كه دست تصرف وى در همهء امور باز است ديگر آن را محال نميدانستند ( ولى آنها نگاه بطبيعت و نيروى آدمى ميكنند كه قادر نيست و از اين رو آن را محال ميدانند ) .
و اما گفتگو در اينكه آيا پيرى و نقص بدن آدمى داخل در عادت است يا از آن خارج مىباشد ، بايد گفت : ترديد نيست كه عادت چنين است كه عمرهاى زايد از ميزان متعارف ، امرى خارق العاده ، و مقدار آنها بهم نزديك است . جز اينكه مسلم است كه عادت در اوقات و اماكن نيز مختلف مىباشد .
على هذا لازم است كه نسبت عادت را به كسى كه براى آنها در زمان و مكان
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 584
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٨٤