عادت گشته است مراعات نمائيم . و البته بىگفتگو اين سخن مانع از اين نيست كه آنچه عادت بر آن جارى گشته ، تدريجا رو بقلت برود تا جايى كه پديد آمدن آن خارق العاده گردد ؛ و هم مانع از اين نيست كه امر خارق عادت چنان شيوع يابد و كثرت بهم رساند كه پديد آمدن ، خارق العاده شمرده نشود . چنان كه نزد دانشمندان مسلم است .
چون اين مطلب روشن شد ميگوئيم : مانعى ندارد كه عادت در زمان پيش جارى شده باشد به امتداد عمرها و استمرار و دوام آنها ، بطورى كه چندان رو به نقص برود كه عادت ما امروز به عكس آن جارى باشد ، و اگر آن عمرهاى عادى معمّرين سابق ميان ما باشد ، آن را خارق العاده بدانيم . اين بود مختصرى كه ميخواستيم در بارهء معمّرين و طول عمر آنان در اينجا بياوريم - و گمان مىكنم كافى باشد .
( پايان سخن سيّد مرتضى ) .
[ معمّرين در كتاب غيبت شيخ طوسى ]
مؤلف : شيخ طوسى ( در كتاب غيبت نيز از معمّرين سخن بميان آورده و از جمله ) لقمان بن عاد را « 1 » نيز از معمّرين دانسته و ميگويد : وى سه هزار و پانصد سال در جهان زيسته . و هم گفته است كه « اعشى » شاعر معروف در اين باره گفته است ( مضمون آن قبلا گذشت ) .
و هم گويد يكى از معمّرين ربيع بن ضبع بن وهب بن نغيض بن مالك بن سعد بن عبس بن فزاره است كه سيصد و چهل سال زندگانى كرد . سپس قصص و اشعار او را كه ما پيشتر نقل كرديم ، آورده است « 2 » .
سپس شيخ ؛ اكثم بن صيفى « 3 » را نيز از معمّرين دانسته و ميگويد : وى سيصد و سى سال عمر نمود . و ميگويد : پدر او صيفى بن رياح نيز دويست و هفتاد
هامش
( 1 ) در صفحه 518 نيز از وى سخن رفت . اين لقمان غير از لقمان حكيم است كه نامش در قرآن مجيد آمده است . ( شرح قاموس )
( 2 ) در صفحه 457 هم از كمال الدين ذكر شد .
( 3 ) در صفحه 476 نيز بنقل از كمال الدين در بارهء اكثم بن صيفى به تفصيل سخن رفت .