تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
نيروى مرا باقى گذاشته‌اند ، چنان كه شمشير كهنه با اينكه زنگ زده مىشود ؛ جوهرش باقى ميماند كه اگر زنگار آن را بر طرف كنند و صيقل آن آشكار گردد و دستهء آن را به دست گيرند ، به خوبى كار مىكند . و هم در بارهء طول عمر خود گفته است :
لبست اناسا فأفنيتهم * و أفنيت بعد اناس اناسا ثلاثة أهلين أفنيتهم * و كان الاله هو المستآسا
يعنى : با گروهى آميزش نمودم و آنان را از دست دادم ( يعنى مردند ) بعد از آنها نيز جماعتى و بعد از آنان هم دستهء ديگر را از دست دادم . پس سه گروه را من ملاقات نمودم كه امروز همه فانى گشته‌اند و بجاى آنها خداوند مردمى ديگر را آورده . زيرا اوست كه عوض هر از دست رفته‌اى را از او ميخواهند . هشام بن محمد كلبى « 1 » روايت نموده كه نابغه يك صد و هشتاد سال در جهان زيست و ابن دريد از ابو حاتم سيستانى در جاى ديگر نقل كرده كه گفته است ، نابغه جعدى دويست سال زندگى كرد و اسلام را درك نمود . اين چند شعر را هم بنابغه جعدى نسبت داده‌اند :
قالت امامة كم عمرت زمانة * و ذبحت من عنز على الأوثان و لقد شهدت عكاظ قبل محلّها * فيها أعدّ كوامل الفتيان و المنذر بن محرّق في ملكه * و شهدت يوم هجائن النّعمان و عمرت حتّى جاء أحمد بالهدى * و قوارعا تتلى من القرآن و لبست في الاسلام ثوبا واسعا * من سيب لا حرم و لا منّان
يعنى : امامه از من پرسيد در زمانه چقدر زندگى نمودى ؟ و چند گوسفند را در جاهليت و ماه رجب نزد بتها ذبح كردى ؟ گفتم : پيش از موسم آمدن مردم به آنجا حاضر گشتم ، در حالى كه از جوانها بشمار مىآمدم و اين بوقتى بود كه منذر بن محرق ( پادشاه حيره ) را بر اريكه سلطنت ديدم و هم در روز « هجاين » نعمان حاضر گرديد
هامش
( 1 ) هشام كلبى سرآمد مورّخين اسلام و تشيع است . شاگرد برومند امام باقر و صادق ( ع ) در تمام رشته‌هاى و سير كتاب نوشته ، پدرش سائب نيز كتابى در تفسير دارد . هشام بسال 206 رحلت كرد . ميتوان بيشتر مواد تاريخ طبرى و ابن عساكر و سائر سنّيان از اين مرد بزرگست .