يعنى : پيش آمدهاى روزگار مرا خميده ساخت مانند شكارچى كه در كمين نشسته و به طرف صيد نزديك شود ، يا مانند كسى گشتهام كه به نظر كوچك ميرسد ، هر كه مرا مىبيند خيال مىكند مرا در زنجير كردهاند ، در صورتى كه در زنجير نيستم .
ابو حاتم سيستانى گفته است : جمعى از علماى ما ( اهل سنت ) روايت نمودهاند كه دو شعر فوق را از يونس بن حبيب شنيدهاند و هم گفتهاند كه وى اين شعر را نيز ميخواند :
تقارب خطو رجلك يا دويد * و قيّدك الزّمان بشّر قيد
يعنى : اى دويد ! ( از شدت پيرى ) پاهايت بهم نزديك گشته ، و زمانه تو را به بدترين زنجيرها بسته است . اين اشعار نيز از ابو طمحان است :
و انّى من القوم الّذين هم هم * اذا مات منهم سيّد قام صاحبه
نجوم سماء كلّما غاب كوكب * بدا كوكب تأوى اليه كواكبه
أضاءت لهم احسابهم و وجوههم * دجى اللّيل حتّى نظّم الجزع ثاقبه
و ما زال منهم حيث كان مسوّد * تسير المنايا حيث سارت كتائبه
يعنى : من از قومى هستم كه از رفعت شأن محتاج بمعرفى نيستند . چون بزرگى از آنها بميرد ، بزرگ ديگرى جاى او را ميگيرد . مانند ستارگان آسمان كه هر وقت يكى غروب كند ، ستاره ديگرى طلوع نموده ، و ستارگان ديگر به آن رو ميكنند . ( يعنى ياران و بستگان قومش بدور او جمع هستند ) شخصيتها و صورتها را در شب ظلمانى مانند ستاره روشنى كه ساير ستارگان را به اطراف خود گرد آورد ، براى آنان نور افشانى مىكند هيچ گاه قوم من از داشتن اشخاص سرشناس و شريف خالى نبود ، بهر جا كه لشكر براى جانبازى ميرود ، آنها نيز بدنبال مرگ همراه لشكر ميروند .
معنى دو بيت نخست شبيه گفتهء اوس بن حجر است كه گفته :
اذا مقرم منّا ذرا حدّنا به * تخمّط فينا ناب آخر مقرم
يعنى : هر گاه يكى از شتران ما براى جفتگيرى نگاهداشته شوند ،