تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩

داستان لبيد بن ربيعه

لبيد بن ربيعة جعفرى صد و چهل سال عمر نمود . او نيز اسلام را درك كرد و مسلمان شد . چون بسن هفتاد سالگى رسيد اين شعر بگفت :
كأنّى و قد جاوزت سبعين حجّة * خلعت بها عن منكبىّ ردائيا
يعنى : سنّ من از هفتاد گذشت . از اين رو رداء را از دوش برگرفتم ( رسم معمول آن روزگار بوده ) و چون سنّش بهفتاد و هفت سالگى رسيد گفت :
باتت تشكي الىّ النفس مجهشة * و قد حملتك سبعا بعد سبعين فان تزادى ثلثا تبلغى املا * و في الثّلث وفاء للثّمانين
يعنى : اعضاء و جوارح با حالتى افسرده از من شكايت دارند . ميگويند هفتاد و هفت سال تو را كشيديم . اگر سه سال ديگر به آن افزوده گردد كه هشتاد سالت تمام شود آنگاه بآرزوى خود خواهى رسيد . هنگامى كه بنود سالگى رسيد گفت :
كأنّى و قد جاوزت تسعين حجّة * خلعت بها عنّى عذار لثامى رمتنى بنات الدّهر من حيث لا ارى * فكيف به من يرمى و ليس برامى فلو انّني أدمي بنبل رأيتها * و لكنّنى أدمي به غير سهام
يعنى : من اكنون از نود سال گذشته‌ام . ازين رو نقاب از چهره ( طبق رسوم آن عهد ) برميدارم . دختران روزگار از جايى كه من نمىبينم تير عشق خود را بسوى من رها كردند بيچاره كسى كه تير بسوى او بياندازند و تيرانداز را نبيند ! اگر تيرى بسوى من رها ميشد آن را ميديدم ولى تيرى كه بسوى من رها ميكنند تير كمان نيست ! موقعى كه به صد و ده سالگى رسيد گفت :
و ليس في مائة قد عاشها رجل * و في تكامل عشر بعدها عمر
يعنى : صد سالى كه مردى عمر نمود و ده سال بعد از آن ، عمرى نيست ! چون صد و بيست ساله شد گفت :
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 529 | العلامة المجلسي / على دوانى