تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
سنگ بحبشه رفته بود از اسقف پرسيد : ريان بن دومغ كى بوده ؟ گفت : او پدر عزيز مصر است كه حضرت يوسف در خانه او و همسرش زليخا بوده است . عزيز هفتصد سال و پدرش « ريان » هزار و هفتصد سال و پدر ريان « دومغ » سه هزار سال در جهان زيستند . روى آن سنگ نوشته بود : من ريان بن دومغ هستم براى اطلاع از منبع رود نيل از وطن خويش بيرون آمدم . چه كه جريان آن را ميديدم و ميخواستم ابتدا و منبع آن را هم بدانم . به همين منظور همراه هشت هزار نفر از مردم كشور هشتاد سال به جستجو پرداختيم ، تا آنكه بظلمات و درياى اطلس رسيديم و ديدم رود نيل درياى اطلس را قطع مىكند و در آن عبور مينمايد و منفذ هم ندارد همراهان من بجز چهار هزار نفر همه مردند من از زوال سلطنت خود ترسيدم و مراجعت نمودم و « اهرام » و « برابى » « 1 » و اين دو هرم را بنا كردم ، و تمام گنجها و اندوخته‌هاى خود را در آن پنهان نمودم و در اين خصوص اين اشعار را گفته‌ام : « 2 » من بعضى چيزها را كه بوقوع خواهد پيوست ميدانم ، علم غيب ندارم . زيرا تنها خداوند عالم بغيب است هر چه را خواستم محكم و متقن گردد ، آن را محكم ساختم با اين وصف خداوند قوىتر و صنع او محكم‌تر است . خواستم سرچشمهء رود نيل را پيدا كنم ، ولى از كشف آن عاجز گشتم ، چه كه آدمى با عجز و زبونى توأم است . مدت هشتاد سال « 3 » جاهاى ديدنى را همراه خردمندان و لشكر بسيار پيمودم . تا آنجا كه سرزمين جن و انس را زير پا نهادم
هامش
( 1 ) برابى - اين كلمه يك لفظ قبطى است كه جمع « بربا » بوده است . برابى چند قصر باستانى پادشاهان مصر است كه در چند موضع صعيد مصر ساخته شده بود ، و در آن اشكال مختلفى از هر حيوانى وجود داشته است ( مراصد ) بطورى كه مقريزى در ( الخطط و الآثار ) ج 1 - ص 53 مينويسد برابى سه بنا بوده است . به اين شرح : اول - « بربا » سمنود كه در سال 350 هجرى ويران شد . دوم - « بربا » اخميم كه صورتهاى عجيب و اشكال پادشاهان قديم مصر در آن بوده و ذو النون اخميمى اكثر آن را محو كرد . سوم - « بربا » دندره بوده كه داراى 180 روزن و هر روز آفتاب از يك روزن وارد روزن ديگر و چون به آخر ميرسيده است ، مجددا وارد روزن نخست شده و گردش خود را از سر ميگرفته است ! ( 2 ) چون اشعار عربى ترجمه از زبان يونانى است . ما نيز فقط ترجمه فارسى آن را آورديم . ( 3 ) ممكن است هشت سال بوده و بهشتاد اشتباه شده است .