تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
بعد از رساندن تمام دستور دين بود ؟ اگر اين طور كه اينان مىگويند پيغمبر ( ص ) پيش از اداء وظائف پيغمبرى پنهان شد ، باز اين موضوع احتياج مردم را از تدبير و سياست و امر و نهى پيغمبر بر طرف نمىكند ، و هيچ كس نمىگويد : بعد از تكميل دين ديگر كسى محتاج به پيغمبر نيست ، و نيازمند به تدبير وى نمىباشد ، حتى دشمن هم اين را نميگويد . و نيز كسى كه گفته است : پيغمبر آنچه تعلق بمصلحت ما داشته است رسانده و آنچه را ميبايد در آينده بما برساند ، فعلا بصلاح خلق نيست ، و به همين جهت پنهان شدن وى جايز است ، ولى امام در نزد شما اين طور نيست ، چه بعقيدهء شما تصرّف وجود امام در هر حال براى مردم لطف است و جايز نيست كه به هيچ وجه غائب گردد ، بلكه بايد تقويت شود و دشمن را از او دور كرد ، تا ظاهر گردد و موانع تكليف مردم را بر طرف كند ، پاسخ اين شخص همانست كه در بالا گفتيم . زيرا بيان نموديم كه هر چند پيغمبر در آن موقع آنچه را كه تعلق بمصلحت مردم داشت ، ابلاغ فرموده بود ، اما در عين حال مردم از امر و نهى و تدبير وى بينياز نبودند ، و با وجود اين خداوند اجازه داد كه وى پنهان شود . امام نيز چنين است علاوه بر اينكه گاهى پيغمبر ( ص ) بامر خداوند در شعب ابو طالب و زمانى در غار ثور پنهان ميگشت ، خود يك نوع حفظ جان از آسيب دشمن بود . زيرا حفظ جان و بر طرف ساختن دشمن ، تنها به اين نيست كه خداوند دشمن او را عاجز كند يا او را بوسيلهء فرشتگان تقويت نمايد . چه اگر همه وقت بدين گونه خداوند پيغمبرش را در برابر دشمن حفظ كند ممكن است فسادى در دين پديد آيد . به همين جهت انجام اين كار ( در همهء اوقات ) از خداوند شايسته نيست . ولى اگر فسادى پديد نيايد و خداوند بداند كه مصلحتى اقتضا مىكند ، البته پيغمبر را بوسيلهء فرشتگان تقويت نموده و ميان او و دشمنانش فاصله مىاندازد ولى هنگامى كه چنين نكرد و مىدانيم كه كار خداوند از روى حكمت است و رفع موانع
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 440 | العلامة المجلسي / على دوانى