را بمردم رسانده باشد ، سپس از مخالفت مردم گناهكار ترسى براى او پديد آيد كه در اين صورت واجب نيست خداوند حتما دشمن را از او منع كند .
زيرا عذر مكلفين بواسطهء اعلام دستورات دين بر طرف شده ، و آنها راه بسوى شناسائى مظهر لطف پروردگار ( پيغمبر ) دارند ، مگر اينكه با اينوصف هم پيغمبر مأموريت ديگرى داشته باشد ، ولى وقت انجام آن نرسيده باشد ، كه در اين صورت هم واجب است هرطور شده ، از خطر آسيب دشمن در امان باشد ، چنان كه در آغاز كار واجب بود . پس از اين حيث پيغمبر و امام برابر هستند .
اگر گفته شود : با اين وصف هر چند بر شما واجب نيست ، ولى علت غيبت امام زمان يا آنچه را ممكن است علت آن شمرد ، بيان كنيد تا دليل شما روشنتر و برهانتان بليغتر باشد ، ميگوئيم : از جمله چيزهائى كه يقين داريم علت غيبت امام است ، هجوم ستمگران بوى و ممانعت او از ايفاى وظايف امامت ، و ترس وى از كشته شدن خود است ، و چون ميان او و مقصودش ( انجام وظايف امامت ) مانع شدند ، مسألهء قيام بامر امامت منتفى شد . هر گاه امام بر جان خود ايمن نبود غيبت ، وى واجب ميگردد و لازم است كه از نظرها ناپديد شود چنان كه پيغمبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله گاهى در شعب ابو طالب و گاهى در غار ثور پنهان گشت . و جهت آن هم چيزى جز ترس بر جان خويش و آزارى كه مكن بود از كفار قريش بحضرتش برسد نبود كسى را نميرسد كه بگويد پنهان شدن پيغمبر بعد از ابلاغ رسالت و اداء تكاليف واجبهء مردم بود و در آن موقع كسى به او احتياج نداشت ، و با آنچه شما در بارهء امام ميگوئيد فرق دارد . و نيز كسى حق ندارد بگويد : ( عمل پيغمبر و امام با هم فرق دارد ) چه كه پنهانى پيغمبر چندان طولانى نبود ولى غيبت امام زمان قرنهاست كه ميگذرد .
زيرا پنهان شدن پيغمبر در شعب ابو طالب و غار ثور پيش از هجرت بود و آن موقع هنوز تمام دستورات دين مقدس اسلام را ابلاغ نفرموده بود . چه اكثر احكام دين و بيشتر قرآن مجيد در مدينهء منوره تكميل شد . پس بچه دليل مىگوئيد پنهانى پيغمبر
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 439
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٣٩